« اگر مردم توافق كنند به دست تو چه مىماند ؟
« مگر يكى از دو سمت را داشتى :
« مگر وزير بودى يا سردار ؟
« از اين دو سمت دو بودى چنان كه از فرقدين .
« چه بسيار كس كه با دو چشم آمد « كه ببيند چه مىكنند « اما با يك چشم بازگشت « آنچه را هدف كنند خطا نمىكنند « و تير اندازشان بجز دو چشم نمىخواهد
« اى كه دربارهء آنها از من مىپرسى ! « آنها بدترين كسانى بودند كه « در ميان مردمان ديده بودم ، « و بدتر از آنها كس نبود « بدترين حاضرانند و بدترين گذشتگان « و بدترين كسانى كه در ميان انس و جن ديدهام . » گويد : محمد از اين كار طاهر خبر يافت ، كه بر او گران آمد و غمين شد و بناليد . دبيرى از آن كوثر گويد كه محمد اين چند شعر را بگفت يا به زبان او گفتند ، به اين مضمون :
« دچار كسى شدم كه به دل « از همه انس و جن دليرتر است .
« و چون قدرت نمايد « همانند ديگران نيست .
« به نزد هر مقتدرى مراقبى دارد ،
تاريخ الطبرى ( فارسي ) — صفحة 5550
مساهمون: محمد بن جرير الطبري
ص٥٥٥٠