آورده بود ، در آن دره كسان از تشنگى تلف شدند .
كسان به معتصم گفتند كه اين اسيران يكى از سپاهيان ما را كشتهاند . در اين هنگام معتصم بسيل رومى را بگفت تا كسانى از اسيران را كه منزلتى داشتند تشخيص كند كه آنها را به يكسو بردند ، سپس بگفت تا باقيماندگان را از كوهها بالا بردند و در دره ها پايين بردند و همگيشان را گردن زدند ، ششهزار كس بودند كه در دو جا كشته شدند در وادى جور و جاى ديگر .
آنگاه معتصم از آنجا به آهنگ مرز روان شد تا وارد طرسوس شد ، در آنجا كه بود به دور اردوگاه حوضهاى چرمين نهاده بودند ، از محل آب تا اردوگاه عموريه نيز حوضها پر بود و كسان از آن مىنوشيدند و در جستجوى آب خسته نمىشدند .
نبردى كه ميان افشين و شاه روم رخ داده بود ، چنان كه گفتهاند به روز پنجشنبه بود ، پنج روز مانده از شعبان . جاى گرفتن معتصم مقابل عموريه به روز جمعه بود شش روز رفته از رمضان ، و پس از پنجاه و پنج روز برفت .
حسين بن ضحاك باهلى به ستايش افشين و تذكار نبردى كه ميان وى و شاه روم بوده بود شعرى گفت به اين مضمون :
« معصوم براى ابو حسن « عزتى بنيان كرد « استوارتر از ستونى محكم « كه همه مجدها از آنچه « براى پسران كاووس شاهان عجم « بنيان كرد ، فروتر است .
« افشين شمشيرى است كه تقدير خداى « آن را به دست معتصم كشيده است
تاريخ الطبرى ( فارسي ) — صفحة 5878
مساهمون: محمد بن جرير الطبري
ص٥٨٧٨