دويست و ششم . در آن وقت معتصم در شماسيه بود در زورقى به نام زو . زطها با آرايش از مقابل وى گذشتند و در بوقها مىدميدند ، آغازشان در قفص بود و آخرشان در مقابل شماسيه ، سه روز در كشتيهاشان ببودند ، سپس آنها را به سمت شرقى عبور دادند و به بشر بن سميدع تسليمشان كردند كه آنها را به خانقين برد ، آنگاه به مرزشان بردند به عينزربه كه روميان به آنها حمله بردند و نابودشان كردند كه يكى از آنها جان نبرد .
شاعر زط شعرى دارد به اين مضمون :
« اى اهل بغداد بميريد « كه از شوق خرماى برنى و شهريز « خشمتان پاينده باد .
« ما بوديم كه شما را آشكارا زديم « نعمتهاى پيشين خداى را سپاس نداشتيد « و بخششهاى وى را حرمت نكرديد « از بنده اى از ابناى دولت خويش « از يا زمان و بلج و توز « و شناس و افشين و فرج « يارى بجوييد .
« آنها كه به ديبا و طلا آراستهاند
« و جامهء منقش چينى به تن مىكنند « و تازيانهء چرمين به كمرها آويخته دارند « و بنى بهله و فرزندان فيروز « كله هاشان را با شمشيرهاى هندى
تاريخ الطبرى ( فارسي ) — صفحة 5803
مساهمون: محمد بن جرير الطبري
ص٥٨٠٣