« مردمى متنعم بودند « در ميراث مملكتى « كه بزرگانش آن را سامان داده بودند .
« اما در روزگار حادثه زاى « پيوسته حقيران قوم « در ملك كاستى آوردند « تا وقتى كه از فتنه اى « كه انگيزنده اش را « نمىتوان بخشود « جامى مستىانگيز نوشيد .
« و از پس ائتلاف ، فرقه ها شدند « كه پيوستگيشان از هم گسيخت .
« ديدى كه شاهان چه كردند ! « نگهدارنده اى نبود كه اندرزشان گويد .
« شاهان ما خويشتن را « به ورطهء گمراهىاى افكندند « كه برون شدن از آن دشوار بود
« چه زيانشان بود ، اگر به پيمان خويش « وفا كرده بودند « و در زمينهء تقوى « بصيرت استوار داشتند « و خون طرفداران خويش را نريخته بود
تاريخ الطبرى ( فارسي ) — Page 5523
Contributors: محمد بن جرير الطبري
P.5523