نقبى زد و با ياران خويش گريخت و چيزى از كالاى خويش را به جا نهادند كه ياران نصر آن را برگرفتند و نصر آن را پيش ابن هبيره فرستاد كه در رى عطيف متعرض فرستاده شد و نامهء نصر را با كالا از او گرفت و براى ابن هبيره فرستاد كه نصر از او شكوه كرد گفت : « دستخوش ابن هبيرهام چرا با مردم ، زبون قيس در كار من آشفتگى ميارد ؟ به خدا او را رها مىكنم كه بداند نه خودش چيزى است نه پسرش كه براى وى انتظارها دارد . » آنگاه نصر برفت تا به رى رسيد ، كه عامل آنجا حبيب بن بديل نهشلى بود .
وقتى نصر به رى رسيد ، عطيف از آنجا سوى همدان رفت كه مالك بن ادهم باهلى آنجا بود ، در صحصحيه ، و چون ديد مالك در همدان است ، از آنجا سوى اصبهان ، به نزد عامر بن ضباره رفت .
گويد : عطيف با سه هزار كس بود ، ابن هبيره وى را سوى نصر فرستاده بود كه در رى بماند و پيش نصر نرفت .
گويد : نصر دو روز در رى بماند ، آنگاه بيمار شد كه او را ميبردند ، وقتى در ولايت ساوه به نزديكى همدان رسيد آنجا بمرد و چون بمرد يارانش وارد همدان شدند .
چنان كه گفتهاند وفات نصر دوازده روز رفته از ربيع الاول بود به سن هشتاد و پنج سالگى .
به قولى : وقتى نصر از خوار سوى رى مىرفت وارد رى نشد بلكه از راه بيابان ما بين رى و همدان برفت و در آنجا بمرد .
على گويد : وقتى نصر بن سيار بمرد ، حسن ، خازم بن خزيمه را به دهكده اى فرستاد به نام سمنان . قحطبه نيز از گرگان روان شد و زياد بن زرارهء قشيرى را پيش فرستاد .
زياد كه از پيروى ابو مسلم پشيمان شده بود از قحطبه جدا شد و راه اصفهان گرفت كه ميخواست بنزد عامر بن ضباره رود .
گويد : قحطبه ، مسيب بن زهير ضبى را فرستاد كه روز بعد ، پسينگاه به دو رسيد كه زياد هزيمت شد و بيشتر كسانى كه با وى بودند كشته شدند . آنگاه مسيب بن زهير
تاريخ الطبرى ( فارسي ) — صفحة 4579
مساهمون: محمد بن جرير الطبري
ص٤٥٧٩