پس شيبان سوى سرخس رفت
و گروهى بسيار از مردم بكر بن وائل بدور وى فراهم آمدند ابو مسلم نه تن از ازديان و از جمله منتجع بن زبير را پيش وى فرستاد و دعوتش كرد و از او خواست كه خوددارى كند .
گويد : شيبان كس فرستاد و فرستادگان ابو مسلم را گرفت و به زندانشان كرد ابو مسلم به بسام بن ابراهيم وابستهء بنى ليث كه در ابيورد بود نوشت كه سوى شيبان رود و با وى نبرد كند و او چنان كرد و شيبان را هزيمت كرد و تعقيبش كرد تا وارد شهر شد ، شيبان و گروهى از مردم بكر بن وائل كشته شدند . به ابو مسلم گفتند : « بسام ، انتقام پدر خويش را مىجويد و مردم سالم و بيمار را مىكشد . » ابو مسلم به دو نوشت كه پيش وى آيد كه بيامد و يكى را بر سپاه خويش گماشت .
مفضل گويد : وقتى شيبان كشته شد يكى از مردم بكر بن وائل بنام خفاف بر كسانى كه ابو مسلم سوى شيبان فرستاد گذشت كه در خانه اى بودند و آنها را برون آورد و بكشت .
به قولى ابو مسلم سپاهى از جانب خويش سوى شيبان فرستاد كه خزيمة بن خازم و بسام بن ابراهيم سالار آن بودند .
در اين سال ابو مسلم ، على و عثمان دو پسر جديع كرمانى را بكشت .
سخن از اينكه چرا ابو مسلم ، على و عثمان ، پسران جديع كرمانى را كشت ؟
سبب قضيه ، چنان كه گفتهاند ، اين بود كه ابو مسلم موسى بن كعب را سوى ابيورد فرستاده بود كه آنجا را گشود و اين را به ابو مسلم نوشت . ابو داود را نيز سوى بلخ فرستاد كه زياد بن عبد الرحمان قشيرى عامل آنجا بود ، و چون خبر يافت كه ابو داود آهنگ بلخ دارد با مردم بلخ و ترمذ و ديگر كسان از مردم ولايت طخارستان سوى گوزگان