تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الطبرى ( فارسي ) — صفحة 4014

مساهمون:

ص٤٠١٤
گفت : « خانم وار بود ( خذينيه ) با زلفان سكينه وار » از اين رو لقب خذينه گرفت . دهقانه خانه دار را خذينه مىگفتند . گويد : مسلمه از آن رو سعيد خذينه را عامل خراسان كرد كه داماد وى بود و دختر مسلمه را به زنى داشت .

سخن از كار سعيد در ولايتدارى خراسان در اين سال

گويد : وقتى مسلمة سعيد خذينه را ولايتدار خراسان كرد پيش از حركت خويش ، سورة بن حر دارمى را آنجا فرستاد كه چنان كه گفته‌اند يك ماه پيش از سعيد به خراسان رسيد و شعبة بن ظهير نهشلى را عامل سمرقند كرد كه با بيست و پنج كس از خاندان خويش سوى آنجا رفت و راه آمل گرفت و به بخارا رسيد و دويست كس از آنجا همراه وى شدند و به سغد رفت كه مردمش در ايام ولايتدارى عبد الرحمان بن تعميم غامدى كه هيجده ماه ولايتدار آنجا بوده بود كافر شده بودند سپس به صلح آمده بودند . گويد : شعبه با مردم سغد سخن كرد و ساكنان آنجا را از عرب و غير عرب ملامت كرد و ترسو خواند و گفت ، « ميان شما زخمىاى نمىبينم و ناله اى نمىشنوم » و عذر آوردند كه عاملشان علباء بن حبيب عبدى كه كار جنگ را به عهده داشته ترسو بوده است . گويد : پس از آن سعيد بيامد و عاملان عبد الرحمان بن عبد الله قشيرى را كه در ايام عمر بن عبد العزيز ولايتدار شده بودند بگرفت و به زندان كرد و عبد الرحمان دربارهء آنها با وى سخن كرد . سعيد گفت : « دربارهء آنها خبر داده‌اند كه چيزى از اموال خراج به نزدشان
تاريخ الطبرى ( فارسي ) — صفحة 4014 | محمد بن جرير الطبري / ابوالقاسم پاينده