بيست و سى سى برون آر » گويد : در حدود سى كس از بنى تميم برخاستند
و گفتند : ما كسان را به هزيمت دادهايم ، از خدا بترسيد و از ما آغاز كنيد و ما را پيش از ديگران بيرون ببريد » عريان به آنها گفت : « به نام خدا برون شويد » و آنها را نزديك سكو آورد و كس پيش محمد بن عمرو فرستاد و برون آوردن آنها را با گفتارشان به دو خبر داد . و محمد پيغام داد كه گردنهاشان را بزن .
ابو عبد الله نجيج وابستهء زهير گويد : به خدا گويى مىبينمشان كه مىگفتند :
« انا لله ، ما كسان را به هزيمت داديم و پاداش ما اينست ؟ » گويد : هنوز از آنها فراغت نيافته بود كه فرستاده اى از پيش مسلمه آمد كه دستور سلامت اسيران و منع كشتنشان را همراه داشت و حاجب بن ذبيان مازنى تميمى شعرى گفت به اين مضمون :
« به دينم قسم كه معيطى « در خون ما غوطه زد « و هيچ قومى بارى سنگينتر « از خون ناحق بر نداشتهاند « خون كسان را كه بر ضد شما « شمشير كشيده بودند « محفوظ داشتيد « اما سواران پيرو خويش را بكشتيد « عريان با اين كار سواران قوم خويش را « محفوظ داشت « شگفتا ، امانت و عدالت كجا شد ؟ »
تاريخ الطبرى ( فارسي ) — صفحة 4007
مساهمون: محمد بن جرير الطبري
ص٤٠٠٧