« مصيبتى بزرگتر از ابو حفص نداشت « اى عبهر بر او اشك بريز » « عبهر نام كنيز فرزنددار قتيبه بود و نيز اصم بن حجاج در رثاى قتيبه شعرى دارد به اين مضمون :
« آيا وقت آن نرسيده كه قبايل .
« ما را نيك بشناسند « بله ما از همه كسان « به بزرگى و سرفرازى شايسته تريم .
« سالار تميميان و آزادشدگان و مذحج « و ازد و عبد القيس و قبيلهء بكر بوديم .
« با نيروى شاهى خويش « هر كه را مىخواستيم مىكشتيم « و هر كه را مىخواستيم « به زبونى و اطاعت وادار مىكرديم .
« اى سليمان نيزه هاى ما « چه سپاهها كه به تصرف شما آورد « و چه قلعه هاى بلند كه گشوديم « با ولايت هموار و كوهستان سخت .
« چه شهرها كه كسان پيش از ما « به غزاى آن نرفته بودند
« كه ماه به ماه سپاه سوى آن رانديم « و مردم همه شهرها را « تا آن سوى طلوعگاه صبحدم
تاريخ الطبرى ( فارسي ) — صفحة 3912
مساهمون: محمد بن جرير الطبري
ص٣٩١٢