او و يارانش به سختى افتادند ، و از آن پس كه نزديك هلاكت بودند ، نجات يافتند و او و سپاهى كه همراه داشت سوى مرو بازگشتند و عبدالرحمن بن خالد مخزومى به هجاى اميه شعرى گفت : به اين مضمون :
« به اميه بگوى كه سزاى بدى را خواهد ديد « كه بدى را نيز سزايى هست « هر كه عتاب ترا تحمل كند يا رد كند « من عتاب ترا تحمل نمىكنم
« نيكى ميان بديها كه مرتكب مىشوى « قسمت به قسمت محو شده است « هر كه به هنگام تقسيم نامها « ترا اميه ناميده كارى درست كرده است . » ابو جعفر گويد : در اين سال ابان بن عثمان كه امير مدينه بود سالار حج شد ، امير كوفه و بصره حجاج بن يوسف بود و امير خراسان امية بن عبد الله .
ابو معشر گويد : ابان بن عثمان به روزگار امارت مدينه دو بار حج كرد : به سال هفتاد و ششم و سال هفتاد و هفتم .
گويند : هلاكت شبيب به سال هفتاد و هشتم بود . دربارهء هلاكت قطرى و عبيدة ابن هلال و عبد رب الكبير نيز چنين گفتهاند .
در اين سال وليد غزاى تابستانى كرد .
آنگاه سال هفتاد و هشتم در آمد .
سخن از حوادث مهم سال هفتاد و هشتم
از جمله حوادث سال اين بود كه عبد الملك بن مروان ، امية بن عبد الله را از