بيعت مرگ كردند و چون با دشمن تلاقى شد حمله برد و با ياران خويش صفها را يكايك مىشكست تا به عبيد الله رسيدند و غبار برخاست و جز تصادم آهن و شمشيرها شنيده نمىشد و چون گروهها از هم جدا شدند ، تغلبى و عبيد الله بن زياد كشته شده بودند و كشتهء ديگر با آنها نبود .
گويد : تغلبى شعرى گفته بود به اين مضمون :
« هر عيشى را آلوده مىبينم « بجز به زمين كوفتن نيزه در سايهء اسب . » فضيل بن خديج گويد : شرحبيل بن ذى الكلاع كشته شد و سه كس دعوى كشتن وى داشتند : سفيان بن يزيد ازدى ، ورقاء بن عازب اسدى و عبيد الله بن زهير سلمى .
گويد : وقتى ياران عبيد الله بن زياد هزيمت شدند ياران ابراهيم بن اشتر به تعقيب آنها رفتند و كسانى كه غرق شدند از كشته شدگان بيشتر بود . اردوگاه آنها را به تصرف آوردند كه همه چيز در آن بود .
گويد : خبر به مختار رسيد ، وى به ياران خويش مىگفته بود : « ان شاء الله همين دو روزه از طرف ابراهيم بن اشتر و يارانش خبر فتح به شما مىرسد كه ياران عبيد الله بن مرجانه را هزيمت كردهاند . » گويد : پس مختار از كوفه برون شد و سايب بن مالك اشعرى را جانشين خويش كرد و با كسان بيامد و در ساباط منزلگاه كرد .
شعبى گويد : « من و پدرم جزو كسانى بوديم كه با وى برون شده بودند . » گويد : وقتى از ساباط گذشتيم به كسان گفت : « خوشدل باشيد كه نگهبانان خدا يك روز تا شب در نصيبين يا نزديك نصيبين و نرسيده به منزلگاهشان ، آنها را با شمشير كشتند و بيشترشان در نصيبين محصور بودند .
گويد : وقتى وارد مداين شديم و به دور او فراهم شديم به منبر رفت ، به خدا
تاريخ الطبرى ( فارسي ) — صفحة 3391
مساهمون: محمد بن جرير الطبري
ص٣٣٩١