تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الطبرى ( فارسي ) — صفحة 2479

مساهمون:

ص٢٤٧٩
ابو لبيد گويد : به مازة بن زياد گفتم : « چرا دربارهء على ناسزا مىگويى ؟ » گفت : « چرا دربارهء كسى كه دو هزار و پانصد كس از ما را كشت و هنوز آفتاب آنجا بود ناسزا نگويم ؟ » جرير بن ابى حازم گويد : شنيدم كه ابن ابى يعقوب مىگفت : « على بن ابى طالب در جنگ جمل دو هزار و پانصد كس را بكشت . هزار و سيصد و پنجاه كس از مردم ازد ، هشتصد كس از بنى ضبه و سيصد و پنجاه كس از مردم ديگر . » جرير گويد : معرض بن غلاط در جنگ جمل كشته شد و برادرش حجاج شعرى به اين مضمون گفت : « روزى نديدم كه بيشتر از آن « دست چپ افتاده باشد « كه دست راست از آن جدا مانده باشد »

سخنانى كه عمار پس از جنگ جمل با عايشه گفت

ابو يزيد مدينى گويد : وقتى كسان از جنگ جمل فراغت يافتند عمار بن ياسر به عايشه گفت : « اى مادر مؤمنان ، اين راه سپردن از آنچه پيمبر با تو گفته بود ، بسيار بعيد بود . » عايشه گفت : « ابو اليقظان ؟ » گفت : « آرى » گفت : « به خدا تا آنجا كه مىدانم همه حق مىگفته اى . » گفت : « حمد خداى كه به زبان تو بنفع من حكم كرد . » سخن از جنگ جمل به پايان رسيد .
تاريخ الطبرى ( فارسي ) — صفحة 2479 | محمد بن جرير الطبري / ابوالقاسم پاينده