تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الطبرى ( فارسي ) — صفحة 2203

مساهمون:

ص٢٢٠٣
گفت : « از حادثه سازان ولايات سخن گوى كه تو از همه ياران خود خردمندترى . » گفت : « به آنها نامه نوشته‌ام و به من نامه نوشته‌اند . آنها مرا نشناخته‌اند و من آنها را شناخته‌ام ، حادثه سازان مدينه از همه امت به بدى علاقمندترند و از آن ناتوانتر ، حادثه سازان كوفه بيش از همه كس در كار كوچك ، سخت نگرانند و در كار بزرگ بى باك . حادثه سازان بصره مجموع ، ميآيند و پراكنده مىروند . حادثه سازان مصر زودتر از همه به بد مىپردازند و زودتر از همه به پشيمانى مىگرايند ، حادثه سازان شام بيش از همه كس مطيع هدايتگرند و نافرمان گمراهى آور ! » در اين سال عثمان سالار حج بود . به پندار ابو معشر فتح قبرس در اين سال بود . گفتار مخالف وى را از پيش آورده‌ام . آنگاه سال سى و چهارم در آمد .

سخن از حوادث مهم سال سى و چهارم

به پندار ابو معشر غزاى دكلها در اين سال بود ، خبر اين غزا و گفتهء مخالفان ابو معشر را از پيش آورده‌ايم . در اين سال مردم كوفه سعيد بن عاص را از ورود كوفه مانع شدند . در همين سال مخالفان عثمان بن عفان به همديگر نامه نوشتند كه براى گفتگو در بارهء مطالبى كه موجب نارضايى آنها بود ، پيش وى فراهم آيند .