« و در آن شبها كه بهر مردى تير مىانداختيم « و شكست ميداديم محافظان آن بودهايم » گويد : حبيب مىخواست با عامل باب تحكم كند كه سالار سپاهى بود كه از كوفه آمده بود و چون حذيفه اين را دريافت در خورد كرد و آنها نيز در خورد كردند .
حذيفة بن يمان در آن ناحيه سه غزا كرد كه مقارن غزاى سوم ، عثمان كشته شد و چون خبر قتل عثمان به آنها رسيد گفت : « خدايا قاتلان عثمان و غازيان عثمان و بدخواهان عثمان را لعنت كن . خدايا ما با وى عتاب مىكرديم و او با ما عتاب مىكرد تا آنجا كه هر كه اطراف او بود با ما عتاب ميكرد و ما با او عتاب مىكرديم و اين را دستاويز فتنه كردند . خدايا آنها را نميران مگر بشمشير . » در اين سال عبد الرحمن بن عوف رضى الله عنه در گذشت ، واقدى اين را از حديث عبد الله بن جعفر آورده و گويد كه بهنگام وفات هفتاد و پنج سال داشت .
گويد : و هم در اين سال عباس بن عبد المطلب در گذشت . در آن هنگام هشتاد و هشت سال داشت . وى سه سال از پيمبر خداى مسنتر بود .
گويد : و هم در اين سال عبد الله بن زيد بن عبد ربه رحمه الله درگذشت ، وى همان بود كه اذان را بخواب ديده بود .
گويد : و هم در اين سال عبد الله بن مسعود به مدينه درگذشت و در بقيع به خاك رفت رحمه الله . بقولى عمار بر او نماز كرد و بقولى ديگر عثمان بر او نماز كرد .
گويد و هم در اين سال ابو طلحه در گذشت رحمه الله .
بگفتهء سيف وفات ابو ذر در اين سال بود .
تاريخ الطبرى ( فارسي ) — صفحة 2162
مساهمون: محمد بن جرير الطبري
ص٢١٦٢