مصعب بن حيان به نقل از برادرش مقاتل بن حيان گويد : ابن عامر با مردم مرو بر شش هزار هزار و دويست هزار صلح كرد .
در اين سال عثمان سالار حج بود .
آنگاه سال سى و دوم در آمد .
سخن از حوادث مهم سال سى و دوم
از جمله حوادث اين سال غزاى معاويه در تنگه قسطنطنيه بود كه همسر خويش عاتكه دختر قرطة بن عبد عمرو و بقولى فاخته را همراه داشت ، اين را از حديث ابو معشر و گفتهء واقدى آوردهاند .
بگفتهء سيف در همين سال سعيد بن عاص سلمان بن ربيعه را بر مرز بلنجر گماشت و سپاه شام را به سالارى حبيب بن مسلمه فهرى به كمك سپاهى كه با حذيفه آنجا مقيم بودند فرستاد . در آنجا ميان سلمان و حبيب اختلاف افتاد و مردم شام و مردم كوفه نزاع كردند .
سخن از واقعه بلنجر
طلحه گويد : عثمان به سعيد نوشت كه سليمان را بغزاى باب فرست و به عبد الرحمن بن ربيعه كه در مقابل باب بود نوشت كه بسيارى از مسلمانان از پرخورى كم توان شدهاند كوتاه بيا و مسلمانان را به خطر مينداز كه بيم دارم به بليه افتند . اما اين ، عبد الرحمان را از مقصود باز نداشت و از بلنجر چشم نمىپوشيد . به سال نهم خلافت عثمان بغزا رفت و چون به بلنجر رسيد حصارى شدند و منجنيقها و عراده ها بر قلعه نصب كردند . هر كه به آنجا نزديك مىشد زخمدارش مىكردند يا مىكشتند و