گويد : نخستين نامه اى كه عثمان براى عاملان خود نوشت چنين بود :
« اما بعد ، خدا به پيشوايان گفته حمايتگران باشند نه خراجگير ، « پيشروان اين امت حمايتگر بودهاند نه خراجگير .
چيزى نمانده كه « پيشوايان شما خراجگير شوند و حمايتگر نباشند . اگر چنين شود شرم و « امانت و وفا نماند . بدانيد كه عادلانه ترين رفتار اينست كه در كار مسلمانان « و حقوق و تكاليف آنها بنگريد : آنچه را حق دارند بدهيد و آنچه را مكلفند « بگيريد . پس از آن به اهل ذمه پردازيد و حقشان را بدهيد و تعهدشان را « بگيريد . آنگاه بكمك درست پيمانى بر دشمنانى كه با آنها سرو كار داريد « ظفر جوييد » گويند نخستين نامه اى كه براى سران سپاههاى مقيم مرزها فرستاد چنين بود :
« اما بعد ، شما محافظان و مدافعان مسلمانانيد و عمر براى شما « چيزهايى مقرر داشت كه ما از آن بىخبر نبوديم و با اطلاع ما بود . نشنوم « كه كسى از شما دگرگونى آورد كه خدا كارتان را ديگر كند و كسان ديگر را « بجاى شما آرد ، بنگريد چگونهايد كه من در آنچه خدايم به نظر و تامل « در بارهء آن مكلف كرده نظر مىكنم » گويد : نخستين نامه اى كه به عاملان خراج نوشت چنين بود :
« اما بعد خدا مخلوق را به حق آفريد و جز حق نمىپذيرد .
« بخاطر خداى حق را بگيريد و حق را بدهيد ، امانت كنيد ، امانت كنيد ! « بدان پردازيد و نخستين كس مباشيد كه امانت را ز ميان مىبرد كه بجز « عمل خودتان شريك اختلافتان نيز باشيد . درست پيمان باشيد ! درست « پيمان باشيد ! با يتيم و پيماندار ستم مكنيد كه خدا دشمن كسانى است كه با « آنها ستم كنند . » گويد : و نامهء او براى عامه چنين بود :
تاريخ الطبرى ( فارسي ) — صفحة 2090
مساهمون: محمد بن جرير الطبري
ص٢٠٩٠