در مدينه ، مردم در بارهء ساريه و فتح از او پرسيده بودند كه آيا به روز جنگ چيزى شنيديد ؟
گفت : « آرى شنيديم كه اى ساريه به طرف كوه ! نزديك هلاكت بوديم ، سوى كوه پناه برديم و خدا ما را ظفر داد . »
سخن از فتح كرمان
عمرو گويد : سهيل بن عدى آهنگ كرمان كرد و عبد الله بن عبد الله بن عتبان به دو پيوست . مقدمهء سهيل بن عدى به نسير بن عمرو عجلى سپرده بود . مردم كرمان بر ضد سهيل فراهم آمدند و از « قفس » كمك خواستند و بر كناره ولايتشان جنگ انداختند كه خدا آنها را پراكنده كرد و مسلمانان راهشان را ببستند و نسير ، مرزبان كرمان را بكشت و سهيل از راهى كه اكنون راه دهكده هاست و عبد الله بن عبد الله از راه بيابان شير ، وارد جيرفت شدند و هر چه خواستند شتر و گوسفند گرفتند و شتر و گوسفند را قيمت كردند و قيمت آن را به حساب آوردند كه شتران بختى از عربى درشتتر بود و نخواستند بيشتر قيمت نهند ، به عمر نوشتند كه نوشت شتر عربى به حساب گوشت قيمت مىشود اين نيز مثل آن است اگر بختى بيشتر بود بيشتر قيمت نهند .
حنبل بن ابى جريده كه قاضى قهستان بوده بود ، بنقل از مرزبان قهستان گويد :
فتح كرمان در ايام خلافت عمر به دست عبد الله بن بديل بن ورقا خزاعى انجام گرفت .
پس از آن عبد الله از كرمان سوى دو طبس رفت . آنگاه سوى عمر رفت و گفت : « اى امير مؤمنان ، من دو طبس را فتح كردهام آن را تيول من كن . » عمر قصد اين كار داشت اما به او گفتند كه دو روستاى بزرگ است و به تيول او بداد كه دو مرز خراسان بود .