عمر به عاملان مرزها نوشت كه كسانى كه از چابكسواران پارسى را كه بكارشان حاجت هست بكمك گيرند و جزيه از آنها بردارند و چنان كردند .
وقتى كوفه طراحى شد و مردم اجازهء ساختمان يافتند ، مسلمانان درهاى خويش را از مداين به كوفه بردند
و بر ساختمانهايى كه كرده بودند نصب كردند و در كوفه منزل گرفتند ، مرزهايشان همين بود و از روستا جز اين به دست آنها نبود .
عامر گويد : كوفه و روستاها و مرزهاى آن حلوان و موصل و ماسبذان و قرقيسيا بود .
در روايت موسى بن عيسى همدانى هست كه عمر از بلاد ديگر منعشان كرد و اجازه نداد جاى ديگر روند .
سعد گويد : از پس طراحى كوفه سعد بن مالك سه سال و نيم عامل آنجا بود ، بجز مدتى كه در مداين بوده بود ، و بر كوفه و حلوان و موصول و ماسبذان و قرقيسيا تا حدود بصره عاملان داشت .
گويد : عتبة بن غزوان عامل بصره بود كه درگذشت ، سعد همچنان عامل كوفه بود ، عمر ابو سبره را به جاى عتبة بن غزوان گماشت ، پس از آن ابو سبره را از بصره معزول كرد و مغيره را عامل آنجا كرد ، پس از آن مغيره را معزول كرد و ابو موسى اشعرى را عامل كوفه كرد .
سخن از حمص كه فرمانرواى روم آهنگ مسلمانان آنجا كرد
. در اين سال روميان به آهنگ ابو عبيدة بن جراح و مسلمانان مقيم حمص آمدند و سر جنگ آنها داشتند . قصهء مسلمانان چنان كه در روايت سعيد آمده چنين است كه گويد : نخستين بار كه عمر اجازه داد سپاهيان مقيم كوفه به جاى ديگر روند ، از آنجا