پس از آن غزاى زيد بن حارثه ، سوى جموم ، سرزمين بنى سليم ، بود .
پس از آن باز غزاى زيد بن حارثه سوى قبيله جذام به سرزمين حسمى بود كه خبر آن را از پيش آورديم .
پس از آن باز غزاى زيد بن حارثه سوى وادى القرى بود كه با بنى فزاره رو به - رو شد .
پس از آن دو غزاى عبد الله بن رواحه بود كه هر دو بار سوى خيبر رفت و در يكى از اين غزاها يسير بن رزام را كشت .
قصهء يسير بن رزام يهودى چنان بود كه وى در خيبر بود و مردم غطفان را براى جنگ پيمبر خداى صلى الله عليه و سلم فراهم ميكرد و پيمبر خدا عبد الله بن رواحه را با گروهى از ياران خويش سوى او فرستاد كه عبد الله بن انيس هم پيمان بنى سلمه از آن جمله بود .
و چون عبد الله و همراهان پيش وى رفتند سخن كردند و وعده دادند و ترغيب كردند و گفتند : « اگر پيش پيمبر خدا آيى ترا به كار گيرد و بزرگ دارد » و چندان بگفتند تا با گروهى از يهودان همراه آنها بيامد و عبد الله بن انيس وى را به رديف خود بر شتر سوار كرد . و چون به شش ميلى خيبر به جايى رسيدند كه قرقره نام داشت يسير بن رزام از رفتن پيش پيمبر پشيمان شد و عبد الله اين مطلب را دريافت و دست به شمشير برد و به دو حمله كرد و پايش را قطع كرد . و يسير با عصايى كه به دست داشت به سر او كوفت كه زخمدار شد و هر يك از ياران پيمبر به يهودى همراه خود حمله برد و او را بكشت ، مگر يكى كه بر مركب خود گريخت .
و چون عبد الله بن انيس پيش پيمبر خدا رسيد آب دهان بر زخم وى انداخت كه چرك نكرد و آزار نداد .
پس از آن غزاى عبد الله بن عتيك سوى خيبر بود كه ابو رافع را بكشت .
و نيز پيمبر خدا صلى الله عليه و سلم ما بين بدر واحد محمد بن مسلمه را با تنى چند از ياران خويش سوى كعب بن اشرف فرستاد كه او را كشتند . و نيز عبد الله بن
تاريخ الطبرى ( فارسي ) — صفحة 1283
مساهمون: محمد بن جرير الطبري
ص١٢٨٣