پيمبر به وسيلهء نامه ها كه به كسان نوشت با وى جنگ كرد تا خدا او را بكشت و كار پيمبر خدا در يمن و اطراف ، يك روز پيش از وفات او صلى الله عليه و سلم چنان شد كه از پيش بوده بود . اما مردم همچنان مستعد فتنه بودند و چون خبر وفات پيمبر خدا - را شنيدند يمن و اطراف آشفته شد و سواران عنسى از نجران تا صنعا رفت و آمد داشتند
اما كسى را با كسى كارى نبود . عمرو بن معد يكرب در مقابل فروة بن مسيك بود و معاوية بن انس با باقيماندهء كسان عنسى در رفت و آمد بود .
پس از وفات پيمبر از عاملان وى صلى الله عليه و سلم كسى جز عمرو بن حزم و خالد بن سعيد باز نرفت و عاملان ديگر به مسلمانان پناه بردند و عمرو بن معد يكرب راه خالد بن سعيد را بست و شمشير صمصامه را از او گرفت . از جمله فرستادگان پيمبر جرير بن عبد الله و اقرع بن عبد الله و و بر بن يحنس با خبر باز آمدند .
ابو بكر نيز با مرتدان به وسيلهء نامه ها كه به كسان نوشت جنگ آغاز كرد چنان كه پيمبر خدا صلى الله عليه و سلم كرده بود و چنين بود تا اسامة بن زيد از شام باز گشت و اين سه ماه طول كشيد ، فقط در حادثهء ذى حسى و ذى القصه شخصا دخالت كرد .
و چون اسامه بيامد ابو بكر براى جنگ مرتدان سوى ابرق رفت ، وقتى با قومى رو به رو مىشد از آن جماعت كه بر اسلام مانده بودند بر ضد مرتدان كمك مىخواست و با جمعى از مهاجر و انصار و مسلمانان ثابت قدم با مرتدان مجاورشان جنگ مىكرد و از مرتدان كمك نخواست تا از كارشان فراغت يافت .
به نخستين كسى كه ابو بكر نامه نوشت عتاب بن اسيد بود كه به دو نوشت كه با مسلمانان قلمرو خويش به مرتدان حمله برد . به عثمان بن ابى العاص نيز چنين دستور داد .
عتاب ، خالد بن اسيد را سوى مردم تهامه فرستاد كه در آنجا گروهى از مردم
تاريخ الطبرى ( فارسي ) — صفحة 1454
مساهمون: محمد بن جرير الطبري
ص١٤٥٤