پس فرستاد . مدت پادشاهى وى يك سال و چهار ماه بود .
پس از آن چشنسده به پادشاهى رسيد
وى از پسر عمان دور پرويز بود و مدت پادشاهيش كمتر از يك ماه بود .
پس از آن آزرميدخت پادشاه شد
وى دختر خسرو پرويز پسر هرمز پسر كسرى انوشيروان بود .
گويند وى از زيباترين زنان پارسى بود و چون به پادشاهى رسيد گفت : روش ما همانست كه خسرو پدر نيرومند ما داشت و هر كه به خلاف ما رود خونش بريزيم .
گويند : در آن هنگام بزرگان پارسيان فرخ هرمز اسپهبد خراسان بود و كس فرستاد و خواست كه آزرميدخت زن وى شود و او پيغام داد كه روا نباشد ملكه زن كسى شود و مىدانم كه اين كار براى انجام حاجت و رغبت خويش خواسته اى فلان شب پيش من آى .
فرخ هرمز چنان كرد و به شب موعود بر نشست و به نزد وى شد و آزرميدخت به سالار نگهبانان خويش گفته بود كه به شب ديدار وى را بكشد و سالار نگهبانان فرمان ملكه را كار بست و او را بكشت و بگفت تا پاى وى را بكشند و در ميدان پايتخت افكنند و صبحگاهان فرخ هرمز را كشته ديدند و ملكه بفرمود تا پيكر او را نهان كنند و بدانستند كه خطايى بزرگ كرده بود .