هشت ماه به روزگار هرمز پسر انوشيروان و چهارده سال و چهار ماه به روزگار خسرو پرويز .
پس از او به روزگار خسرو پرويز ، اياس بن قبيصهء طايى با شركت نخير جان نه سال پادشاهى كرد .
به گفته ابن هشام يك سال و هشتماه از پادشاهى او گذشته بود كه پيمبر خدا صلى الله عليه و سلم مبعوث شد .
پس از آن آزادبه پسر بامان پسر مهربنداد همدانى هفت سال حكومت كرد چهارده سال و هشت ماه به روزگار خسرو پسر هرمز و هشت ماه به روزگار شيرويه پسر خسرو و يك سال و هفت ماه به روزگار اردشير پسر شيرويه و يك ماه به روزگار پوراندخت دختر خسرو .
پس از آن منذر بن نعمان بن منذر كه عربان او را غرور ناميدهاند هشت ماه پادشاهى كرد تا وقتى كه خالد بن وليد بيامد و در جنگ جواثا در بحرين كشته شد . وى آخرين پادشاه از خاندان ربيعه بود و با انقراض پادشاهى پارسيان شاهى آنها نيز به سر رسيد .
به گفتهء هشام همه شاهان حيره از آل نصر و عباديان و پارسيان بيست كس بودند ، و مدت پادشاهيشان پانصد و بيست و دو سال و هشت ماه بود .
اكنون از مروزان كه از جانب هرمز و پسرش شاهى يمن داشت و كسى كه پس از او به پادشاهى يمن رسيد سخن مىكنيم :
از هشام بن محمد كلبى روايت كردهاند كه هرمز پسر خسرو ، زين را از يمن برداشت و مروزان را به جاى وى گماشت كه آنجا بود تا فرزند آورد ، و فرزند وى بزرگ شد ، پس از آن مردم يكى از كوهستانهاى يمن كه آن را مصانع گفتند ، مخالفت وى كردند و خراج ندادند و مصانع كوهى دراز و بلند بود و به نزديك آن كوهى ديگر بود كه ميان دو كوه فاصلهء اندك بود و اما رسيدن به آنجا ميسر نبود مگر از يك راه كه يك
تاريخ الطبرى ( فارسي ) — صفحة 764
مساهمون: محمد بن جرير الطبري
ص٧٦٤