تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الطبرى ( فارسي ) — صفحة 637

مساهمون:

ص٦٣٧

پس از فيروز پسرش بلاش بپادشاهى رسيد

وى پسر فيروز پسر يزدگرد پسر بهرام گور بود ، و برادرش قباد در كار پادشاهى با وى مخالفت كرد و مغلوب شد و سوى خاقان پادشاه تركان گريخت و از او كمك خواست ، و چون بلاش تاج به سر نهاد بزرگان و سران قوم به نزد وى فراهم شدند و تهنيت گفتند و خواستند كه سوخرا را به سبب اعمالى كه كرده بود پاداش دهد و بلاش وى را جزو خاصان خويش كرد و گرامى داشت و عطا داد . بلاش روشى نكو داشت و به آبادانى راغب بود و از حسن تدبير وى يكى آن بود كه اگر مىشنيد كه خانه اى خراب شده و مردمش كوچك كرده‌اند ، صاحب دهكده اى را كه خانه در آن بود عقوبت مىكرد كه چرا كمكشان نكرده تا ناچار به كوچك كردن نشوند . وى در سواد ، شهرى بنيان كرد و آن را بلاشاواذ ناميد كه همان شهر ساباط نزديك مداين است . مدت پادشاهى بلاش چهار سال بود .

پس از آن قباد بپادشاهى رسيد

وى قباد ، پسر فيروز پسر يزدگرد پسر بهرام گور بود و پيش از آنكه پادشاه شود پيش خاقان رفت و بر ضد بادر خويش بلاش كمك خواست و در راه از حدود نيشابور گذشت و تنى چند از ياران خويش را كه ناشناس با وى سفر مىكردند همراه