درستتر از سخن جبير بن مطعم نيست كه گويد نعمان از اعقاب وى بود .
گويد و انبار را از آن رو انبار گفتند كه ذخيرهء آذوقه در آن بود و كسرى روزى كسان خويش را از آنجا مىداد .
پس از آن مالك و عمر و پسران فهم بن تيم الله و مالك بن زهير بن فهم بن تيم الله و غطفان بن عمرو بن طمثان و زهر بن حارث و صبح بن صبح و عشاير مقيم با آنها به انبار پيش شاه ارمانيان رفتند و نمارة بن قيس بن نماره با نجده كه قبيله اى از عماليق بودند و به كنده و ملكان بن كنده انتساب داشتند با مالك و عمرو پسران فهم با هم پيمانان خويش به نفر پيش شاه اردوانيان رفتند كه آنها را در قلعه اى كه بخت نصر براى تجار عرب بنا كرده بود جاى داد و مقيمان نفر و مقيمان انبار همچنان ببودند و از عجمان بر كنار بودند تا تبع اسعد ابو كرب پسر مليكرب با سپاه خويش آنجا رسيد و ضعيفان سپاه را كه ياراى رفتن و بازگشتن نداشتند آنجا گذاشت كه به اين قلعه نشينان ملحق شدند و با آنها در آميختند .
كعب بن جعيل تغلبى شعرى دارد به اين مضمون : تبع در سفرى كه با قوم حمير به جنگ مىرفت به حيرهء مردم عدن فرود آمد .
و تبع برفت و بازگشت و آنها را كه مقيم شده بودند به حال خويش باز گذاشت و سوى يمن باز گشت .
و از همه قبايل بنى لحيان كه باقيمانده جرهميان بودند از جعفى و طى و كلب و تميم كس ميان آنها بود و باقيماندگان جرهم جز به حيره نباشند .
ابن كلبى گويد : لحيان باقيماندهء جرهميانند .
و بسيارى از مقيمان انبار و حيره و اطراف حيره به ساحل فرات و مغرب آن تا حدود انبار در سايبانها و خيمه ها مقر گرفتند و به خانه هاى ساخته در نيامدند و با مردم شهرى آميزش نكردند و جماعتشان ميان انبار و حيره پيوسته بود و عربان بيرونى نام گرفتند .
تاريخ الطبرى ( فارسي ) — صفحة 531
مساهمون: محمد بن جرير الطبري
ص٥٣١