چون به زمين رسيد تاج بخشكيد و برگ آن بريخت و اقسام بوى خوش از آن بروييد .
بعضىها گفتهاند اين از برگهاى بهشت بود كه به خود پوشيده بودند و چون برگها كه پوشيده بودند بخشكيد از آن اقسام بوى خوش روييد و خدا بهتر داند .
بعضى ديگر گفتهاند كه چون آدم بدانست كه خدا او را برون مىكند به هر درختى گذشت شاخى از آن بر گرفت و چون به زمين رسيد اين شاخه ها را همراه داشت و برگ آن بخشكيد و بريخت و اصل بوهاى خوش از آن بود .
ذكر گويندهء اين سخن :
از ابن عباس روايت كردهاند كه وقتى آدم از بهشت بيرون مىشد به هر چه گذشت چيزى بر گرفت ، به فرشتگان گفته شد بگذاريد هر چه خواهد بر گيرد و به هند فرود آمد و اين بوى خوش كه از هند آرند از چيزهاست كه آدم از بهشت آورده بود
. سخن در اينكه وقتى آدم از بهشت فرود آمد تاجى از درخت بهشت به سر داشت
. از ابو العاليه روايت كردهاند كه وقتى آدم از بهشت برون شد عصايى از درخت بهشت به همراه داشت و تاجى از درخت بهشت به سر داشت و به هند فرود آمد و همه بوى خوش هند از آنست .
و هم از ابن اسحاق روايت كردهاند كه وقتى آدم بر كوه هند فرود آمد چيزى از برگ بهشت همراه داشت و آن را در كوه بپراكند و اصل بوى خوش و ميوه ها كه
تاريخ الطبرى ( فارسي ) — صفحة 76
مساهمون: محمد بن جرير الطبري
ص٧٦