اينجا معلوم مىشود كه روز با نور خويش به شب هجوم برد و خدا بهتر داند .
دربارهء وقت خلقت شب و روز روايت از پيمبر خدا صلى الله عليه و سلم مختلف است . ابن عباس از او روايت كرده كه فرمود سه ساعت از روز جمعه مانده بود كه خدا خورشيد و ماه و ستارگان و فرشتگان را خلق فرمود .
ابو هريره از پيمبر صلى الله عليه و سلم روايت كرده كه فرمود خداوند عز و جل نور را به روز چهارشنبه خلقت فرمود .
به هر حال خداوند پيش از خلقت شب و روز خلق بسيار بيافريد و آنگاه خورشيد و ماه را به مصلحت مخلوق كه او بهتر داند خلق كرد و با هم روان كرد آنگاه از هم جدا كرد و يكى را آيت شب كرد و ديگرى را آيت روز و آيت شب را محو كرد و آيت روز را روشن كرد .
از پيمبر خدا صلى الله عليه و سلم دربارهء اختلاف آيت شب و آيت روز روايتها آوردهاند كه قسمتى از آن را با قسمتى از روايات سلف ياد ميكنيم :
ابو ذر غفارى از پيمبر صلى الله عليه و سلم روايت كرده كه روزى دست پيمبر را گرفته بودم و به سوى مغرب ميرفتيم و خورشيد به غروب ميرفت و همچنان بدان نگريستيم تا نهان شد .
گفتم : « اى پيمبر خدا خورشيد كجا غروب مىكند ؟ » فرمود : « در آسمان غروب مىكند و از آسمانى به آسمانى ميرود تا به آسمان هفتم رسد و زير عرش باشد و به سجده رود و فرشتگان موكل آن نيز به سجده روند .
آنگاه گويد خدايا به من فرمان ميدهى كه از كجا طلوع كنم از مغرب يا از مشرق ؟
فرمود : « معنى گفتار خدا عز و جل كه خورشيد در مسير خود ميرود ( يعنى زير عرش متوقف مىشود ) و اين تقدير خداى عزيز داناست همين است .
فرمود : « پس جبرئيل عليه السلام حوله اى از نور عرش به اندازهء ساعتهاى روز دراز تابستان يا روز كوتاه زمستان يا روز ميانهء پاييز و بهار بيارد و خورشيد آن را
تاريخ الطبرى ( فارسي ) — صفحة 38
مساهمون: محمد بن جرير الطبري
ص٣٨