و هم مجاهد گويد :
« روز آن باشد كه كار يك هزار ساله را فرمان دهد و گويد باشد و بباشد و اين را چنان كه خواهد روز نامد كه
فرمود و يك روز پروردگار تو چون هزار سال از شمار شما باشد » .
و به مضمون حديث پيمبر صلى الله عليه و سلم كه خلقت خورشيد و ماه پس از خلق آسمانها و زمين و چيزهاى ديگر بود از جماعت سلف روايت هست
. و اينك روايتها كه در اين باب هست
از ابن عباس آوردهاند كه خداى به آسمان و زمين گفت : به رغبت يا كراهت بياييد . گفتند : به اطاعت آمديم يعنى خداى عز و جل به آسمانها گفت : آفتاب و ماه و ستارگان مرا طالع كنيد . و به زمين گفت : رودها بشكاف و ميوه ها بر آور گفتند : اطاعت مىكنيم .
از قتاده آوردهاند كه خداى فرمان خويش را به هر آسمان وحى كرد و آفتاب و ماه و ستاره و نظم آن را خلق فرمود
. اين حديثها كه از پيمبر آورديم و روايت ديگران معلوم داشت كه خدا عز و جل آسمانها و زمين را پيش از زمان و روزها و شبها و پيش از آفتاب و ماه آفريد و خدا بهتر داند .
سخن در اينكه زمان و شب و روز نابود شود و جز خداى تعالى ذكره هيچ نماند
دليل صحت اين سخن گفتهء خداست تعالى ذكره : « * ( كُلُّ من عَلَيْها فانٍ وَيَبْقى وَجْه رَبِّكَ ذُو الْجَلالِ وَالإِكْرامِ 55 : 26 - 27 ) * [ 1 ] يعنى هر چه روى زمين هست فانيست . و ذات
هامش
[ 1 ] سورهء 55 آيات 26 و 27