روزه ندارد روزه بگيرد . » و هم از قتاده روايت كردهاند كه گفت : « كشتى به روز دهم رجب بر آب برفت و يكصد و پنجاه روز بر آب بود و يك ماه بر جودى بود و به روز دهم محرم ، يعنى روز عاشورا از كشتى پايين آمدند . » از محمد بن قيس روايت كردهاند كه به روزگار نوح يك وجب زمين بى مدعى نبود .
از ابن شداد روايت كردهاند كه نوح پس از يك هزار سال پنجاه كم كه در ميان قوم خود به سر برده بود سيصد و پنجاه سال ديگر بزيست .
ولى از ابن اسحاق روايت كردهاند كه به پندار اهل تورات عمر نوح پس از آنكه از كشتى در آمد سيصد و هشتاد و چهار سال بود . گويد : همه عمر نوح تا وقتى خداوند عز و جل او را به جوار خويش برد يك هزار سال پنجاه كم بود .
گويند سام پسر نوح نود و هشت سال پيش از طوفان از مادر بزاد .
ولى بعض اهل تورات گفتهاند كه نوح پيش از طوفان فرزند نياورد . و گفتهاند كه همراهان وى در كشتى گروهى بودند كه ايمان آورده بودند ولى همگى نابود و هلاك شدند و كس از نسل آنها نماند و همه فرزندان آدم كه اكنون به دنيا هستند از نسل نوح و فرزندان ويند و از ديگر فرزندان آدم كس نمانده است و خداى عز و جل در اين باب فرمود : « و نسل او را باقى داشتيم » .
و گفتهاند كه نوح پيش از طوفان دو پسر داشت كه هر دو بمردند ، يكى كنعان نام داشت و همو بود كه در طوفان غرق شد و ديگرى عابر بود كه پيش از طوفان بمرد .
از ابن عباس روايت كردهاند كه نوح فرزندى آورد به نام سام كه فرزندان وى سفيد و خاكى رنگند و حام كه فرزندانش سپيد و سياهند و يافث كه فرزندانش سرخ گونه و زرد گونهاند و كنعان كه غرق شد و عرب او را يام مىنامد ، و مادر همهء
تاريخ الطبرى ( فارسي ) — صفحة 133
مساهمون: محمد بن جرير الطبري
ص١٣٣