هامش
الصحيحين ، ج 3 ، ص 126 .
ترمذى در كتاب الجامع الصحيح ، ج 5 ، ص 637 / 3723 از على عليه السلام نقل كرده كه رسول خدا صلىاللهعليهوآله فرموده است : « من خانه حكمتم و على باب آن است . »
و ابن عساكر در تاريخ دمشق ( ترجمة الامام على عليه السلام ) ، ج 2 ، ص 459 / 990 و ابونعيم اصفهانى در كتاب حلية الاولياء ، ج 1 ، ص 64 همين حديث را ثبت كردهاند .
و رجوع نماييد به كتاب فتح الملك العلى بصحة حديث باب مدينة العلم على عليه السلام كه در آن علم فراوانى خواهيد يافت .
نيز از سلمان فارسى از رسول خدا صلىاللهعليهوآله روايت شده كه حضرت فرمودند : « داناترين امتم بعد از من على بن ابىطالب است . »
الفردوس ، ج 1 ، ص 370 / 1491 ؛ جمع الجوامع / 3794 ؛ كنز العمال / 32977 .
سعيد بن مسيب گويد : « در ميان اصحاب رسول خدا صلى الله عليه و آله تنها كسى كه مدعى « سلونى » ( از من پرسش كنيد ) شده ، على بن ابىطالب بود . »
توضيح الدلائل ، ص 211 ؛ الاستيعاب ( چاپ شده در حاشية الاصابه ) ، ج 3 ، ص 40 ، تاريخ دمشق ( ترجمة الامام على عليه السلام ) ، ج 3 ، ص 31 / 1054 .
از سفيان نقل است كه گفت : « احدى با على احتجاج نداشت جز آن كه على با براهين ، استدلال اورا بر هم زدو بر او چيره شد . » مناقب ابن مردويه ، 87 / 77 .
ابن مردويه گويد : براى صحابه پيامبر اقدس اكرم صلى الله عليه و آله پيشامد ناگوارى رخ داد ازاين رو عمر آنها را فرا خواند به على گفت : « تو راه حل بده كه بهترين و داناترين آنانى . »
كتاب ملحقات احقاق الحق ، 233 : 8 . و عبارتى نزديك به اين مضمون در ذخائر العقبى ، ص 81 نقل شده است . و نيز در نقلها فراوان آمده است كه عمر هميشه مىگفت : « اگر على نبود ، عمر هلاك مىشد . »
رجوع شود به كتاب الاستيعاب ( چاپ شده در حاشية الاصابه ) 39 : 3 .
به طور خلاصه بايد گفت : « در كتاب الغدير صد و چهل و سه مصدر براى اين حديث ذكر كرده . و علامه لكهنوى درباره اين حديث و مباحث پيرامون آن دو جلد كتاب قطور تصنيف كرده كه صفحات آن بالغ بر 1345 خواهد بود . »
[ * حديث صحيح عبارت است از حديث مسندى كه اسناد آن به نقل عادل با