هامش
وقتى على عليه السلام از تأخير پيوند برادرىاش شِكوه كرد ، نبى مكرّم صلىاللهعليهوآله فرمود : « قسم به خدايى كه مرا به حق مبعوث فرمود [ پيمان ] تو را به عقب نينداختم مگر براى اين كه تو را برادر خود كنم . تو برادر منى و نسبت به من چون هارون نسبت به موسايى با اين فرق كه پس از من پيامبرى نخواهد بود و تو برادر و وارث من هستى . »
على گفت : « از تو چه چيزى به ارث مىبرم يا رسول الله ؟ »
فرمود : « آنچه را پيامبران پيش از من ارث گذاشتند . »
پرسيد : « انبياى پيشين چه چيزى به ارث گذاشتند ؟ »
فرمود : « كتاب خدا و سنت پيامبرانشان و تو با منى در قصرم در بهشت با دخترم فاطمه و تو برادر و رفيق منى . »
اين حديث را احمد در كتاب مناقب على آورده . كنز العمال ، 106 105 : 13 ح 36345 .
مىگويم : چه قدر شايسته است كه دوستدار على عليه السلام به هنگام ذكر احاديث « پيوند برادرى » كه رواياتش متواتر است به ترنم اين اشعار كه منسوب به امير مؤمنان عليه السلام است بپردازد . ترجمه اشعار طبق نقل كنز العمال ، 112 : 13 چنين است :
« رسول خدا صلىاللهعليهوآله برادر و پدر خانم من است و حمزهء سيد الشهدا عمويم مىباشد . »
و جعفر طيّار كه ( در بهشت ) بامداد و شامگاه همراه فرشتگان پرواز مىكند برادر من است .
و فاطمه دخت محمد صلىاللهعليهوآله همسر و آرام جان من است كه گوشتش با گوشت و خونم در آميخته است .
و نوادههاى پيامبر صلىاللهعليهوآله ( حسنين عليهما السلام ) دو فرزند من از فاطمهاند ، چه كسى از شما را نصيبى همچون نصيب من هست ؟
بر تمام شما در ايمان به خدا و پيامبر پيشتازم در حالى كه هنوز خُرد بودم و به مرز بلوغ جسمى نرسيده بودم .