هشتم كتاب حاضر مشروحتر دربارهء آن سخن خواهيم گفت ) .
ممكن است بعضى بهعنوان فرضيهاى محتمل اين نظر را داشته باشند كه واحد ترتيب و تدوين وحى و تنزيل قرآنى ، سوره بوده است . اين مفهوم از خود قرآن كريم ، آن جا كه تحدى مطرح است ، ازجمله آيهء 38 سورهء يونس ، و 13 سورهء هود ، برمىآيد .
سورهها در زمان حيات حضرت محمد [ ص ] ، دقيقا يكسان و يگانه با سورههايى كه در قرآن بازمىيابيم نبوده است ، بلكه احتمالا دربردارندهء بخش اصلى هر يك از سورههاى حاضر و موجود در قرآن بوده است . اينها نظم و ترتيب ثابت و قطعى نداشتهاند . در اين صورت كار تدوينكنندگان و جمعآوران اين بوده است كه به هستهء اوليهء سورهها ، همهء آيات و عبارات پراكنده و جدامانده را در موضوع مناسب هريك بيفزايند . و اين آيات و عبارات جدامانده يا تكافتاده ، همه در يكجا مضبوط نبوده ، بلكه عمدتا در حافظهء صحابيان و مقدارى هم درميان نوشتههاى متفرقه محفوظ بوده است . اين نظر در عين حال كه فراتر از يك فرضيهء صرف نيست ، ولى با اغلب دادههايى كه ما نسبت به آنها يقين معقولى داريم ، وفاق دارد .
آنچه همچنان مجهول و مبهم باقى مىماند ميزان نسبى مواد در سورههاى [ گردآوردهء ] خود حضرت است ، و اينكه به هركدام بعدها چه چيزهايى افزوده شده است . مىتوان حدسا [ و بدون دليل و امكان اثبات ] گفت حداكثر مواد و مطالبى كه بعدا به هرسورهاى اضافه شده ، همچند اصل اوليهء آن ، و حداقل آنها به اندازهء يكپنجم هرسوره بوده است . « 1 »
هامش
( 1 ) . ازجمله - ابن هشام ، سيره ، طبع ف . وستنفلد ، گوتينگن ، 1858 - 1860 ، ص 747 . ترجمهء انگليسى اين اثر توسط آلفرد گيومAlfred Guillaumeبا عنوان :The Life of Muhammad : a Translation of ( Ibn ) Ishaq s Sirat Rasul Allah ,ترجمه شده است ( لندن ، 1955 ) و شمارهء صفحات طبع وستنفلد را در حاشيه دارد .