تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در آمدى بر تاريخ قرآن ( فارسى ) — صفحة 60

مساهمون:

ص٦٠
حيوانات ، قطعات چرم و چوب گردآورى شده است . اين گزارش احتمالا موثق نيست . قطع نظر از دشوارى كلى دربارهء تاريخ آن ( كه در فصل بعدى به تفصيل به آن مىپردازيم ) ، محتمل است كه اين گزارش توسط كسانى شايع شده باشد كه خواسته‌اند فقر نسبى حضرت محمد [ ص ] و اصحاب او را با تجمل مادى امويان و اوايل عهد عباسيان ، به شيوه‌اى برجسته تقابل و تضاد دهند . شك نيست كه اشياء ياد شده گاه‌گاه در مكه و مدينه براى كتابت به كار مىرفته است - چنان‌كه اغلب آنها تا همين اواخر توسط مسلمانان در شرق افريقا به كار گرفته مىشده است - ولى دليلى ندارد كه چرا نبايد پاپيروس در مكه رواج عادى داشته باشد . پاپيروس در آن روزگار در جهان يونانى - رومى ، بر پوست كه از دباغى حيوانات به عمل مىآمده ، و بادوام‌تر و داراى سطح نگارشى بهتر بوده ، رجحان داشته است . واژهء رقّ در آيهء سوم سورهء طور احتمالا به پوست اشاره دارد ، به‌ويژه به شريعت مكتوب يهود در منطقهء سينا . شايد تورات در آن روزگار بر روى پوست نوشته شده بوده است . درهرحال پاپيروس ، همچنان توليد مىشده و عمدتا براى مقاصد بازرگانى و مكاتبات شخصى به كار مىرفته است و آن را در صفحات مستطيل و به‌اندازهء متوسط مىساخته‌اند . در روزگاران پيش از آن ، طومارهاى كتاب‌نويسى از به‌هم وصل كردن تعدادى از اين‌گونه صفحات توليد مىشده است . سپس طومارهاى طولانى از رواج افتاده ، ولى هنوز تا حدود معينى تعدادى از صفحات را به‌هم وصل كرده يا تا مىزده‌اند كه به هيئت كتاب درآيد . احتمالا اين ماده است كه در قرآن به آن قرطاس گفته شده است [ سورهء انعام 7 ، 91 ] . زيرا اين كلمه از كلمهء يونانى كارتيس (
charte ? s
) گرفته شده است ، كه معنايش ورق يا صفحهء پاپيروس است . از آن‌جا كه اين وام‌گيرى خيلى كهن است ، و احتمالا مستقيما از يونانى گرفته نشده است ، و عقلا مىتوان قبول كرد كه تحول معنايى به خود ديده باشد ، باز اين احتمال منتفى است ، چراكه اين كلمه در عهد خلفا هم معناى پاپيروس داشته است . « 1 » آيهء 91 سورهء انعام در اين صورت ممكن است به اين معنى باشد كه يهوديان براى نوشتن بخش‌هاى مختلف تورات از پاپيروس استفاده مىكرده‌اند ،
هامش
( 1 ) .Cf . Frants Buhl , Das Leben Muhammeds , Leipzig , 1930 , 55اين كتاب در صفحات 52 - 56 دربارهء گسترش خط و كتابت در عربستان بحث كرده است .
در آمدى بر تاريخ قرآن ( فارسى ) — صفحة 60 | ريچارد بل / بهاء الدين خرمشاهى