در آيات و عبارات اوليه البته اين نكات به شيوههاى گوناگون عرضه شده است ؛ ولى شايد اين نكته به بازگويىاش بيارزد كه از نقطهنظر عملى ( نكتهء چهارم ) چيزى جدا از جنبههاى مختلف رهيافت نسبت به مال و ثروت وجود ندارد .
به نظر مىرسد بين ظهور مخالفت با حضرت محمد [ ص ] و وحى آيات و عباراتى كه منتقد و تخطئهگر بتپرستى است ، پيوندى هست ، اگرچه ماهيت دقيق آن روشن نيست .
در اوايل نزول وحى ، در سورهء قريش از مردم مكه دعوت شده است كه خداوند اين خانه [ - كعبه ] را بپرستند . اين عبارت بعضى از محققان اروپايى را سردرگم كرده است ، زيرا استنباط مىكنند كه در اين دوره خداوند خانهء كعبه ، بت بوده است . شرح و بيان آيه ساده است ، و بر دو نكته استوار است . « 1 » نخست اينكه كلمهء عربى « اللّه » مانند كلمهء يونانى
hotheos
، هم به معناى « إله » يا ايزدى است كه در معبدى خاص عبادت مىشده ( و لذا يكى از خدايان متعدد بوده ) ، هم به معناى « اللّه » به معناى خالصانهترين توحيد است .
بدينسان درعينحال كه بعضى عربها ممكن است تصور كرده باشند كه مراد از « اللّه » ، خداى كعبه به معناى بتپرستانه و شركآميز آن است ، مسلمانان مىتوانستند اعتقاد داشته باشند كه مراد از آن خداوند ( - اللّه ) يعنى سرچشمه و مبدأ وحى به حضرت محمد [ ص ] است كه در آن محل عبادت مىشود . گذار از يك تفسير به تفسير ديگر به مدد نكتهء دوم كه براى آن شواهد متعددى در قرآن هست ، آسانتر شد . به اين شرح كه درميان عربهاى روزگار حضرت محمد [ ص ] بسيارى بودند كه معتقد بودند فراتر از الهههايى كه بتها نمايندهء آنها بودند ، يك خداى بزرگ يا الوهيت متعالى هم وجود دارد كه همان اللّه است . ازجمله عباراتى كه آشكارا بيانگر چنين نظرگاهى است آيات شمارهء 61 ، 63 و 65 سورهء عنكبوت است :
« و اگر از ايشان بپرسى چهكسى آسمانها و زمين را آفريده و خورشيد و ماه را رام كرده است ، گويند خداوند . . . و اگر از ايشان بپرسى چهكسى از آسمان آبى فرو فرستاد و بدان زمين را پس از پژمردنش زنده [ و بارور ] كرد ، خواهند گفت خداوند . . . و چون سوار بر كشتى شوند خداوند را - درحالى كه دين خود را براى او پاك و پيراسته
هامش
( 1 ) .CF . Julius Wellhousen , Reste arabischen Heidentums , Berlin , 1897 , pp . 218 - 222 .