تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي ) — صفحة 1403

مساهمون:

ص١٤٠٣
ولى از چهارده پسر نام مىبرد / نسخهء ص از پسران على ( ع ) ياد مىكند و با توضيحى كه مىآورد : « اين عمر و محمد حنفيه هر دو يكى است » پانزده پسر مىشود : حسن ، ديگر حسين ، ديگر محسن ، ديگر عمرو ، ديگر عباس ، ديگر جعفر ، ديگر عبد الله ، ديگر عثمان ، ديگر عبيد الله ، ديگر ابو بكر ، ديگر محمّد الحنفيه ، ديگر زيد ، ديگر زياد ، ديگر اسماعيل ، ديگر يحيى ، ديگر عون ، و اين عمرو محمد بن الحنفيه هر دو يكى است . س 9 : اساس : هژده دختر بودند . س 15 : اساس : عمامه و سميه . س 21 : فا : دودو . ص 678 س 3 : ص و صب : روايتى ديگر در اين دو نسخه آمده است كه سرآغاز آن را مىآورم : « چون امير المؤمنين علىّ بن ابى طالب رضى الله عنه از اين جهان بشد ، خلق همه متحير بماندند و نزديك حسن آمدند و گفتند با تو بيعت كنيم . و حسن را از آن كراهيت بود و ليكن هيچ نتوانست كردن ، و گفت : روا باشد اگر شما را راى اين است . پس همه بر حسن رضى الله عنه بيعت كردند و از هر جانبى روى نهادند ، و به بيعت حسن مىآمدند تا قريب چهل هزار مرد بر حسن گرد آمدند . و چون خبر به معاويه شد كه امير المؤمنين على را بكشتند ، بسيار شادى كرد . و خلق را اندوه آمد از كشتن على رضى الله عنه . از او روى بگردانيدند و سوى حسن آمدند ، و چندان سپاه بر حسن گرد شد كه دو هم چندان پدرش على . و حسن را گفتند ما تن و جان و خواسته فداى تو كنيم و با معاويه حرب كنيم . حسن گفت : پدر من على از خون معاويه هيچ به دست نياورد جز آنكه به زارى او را بكشتند . پس مردمان بسيار بگفتندش و سرزنش كردندش و گفتند ترا حميّت نيست . پس حسن لشكرگاه بيرون زد و روى به شام نهاد . و هر چند مردمان بر وى شتاب مىكردند وى صبر همى كرد تا يك ماه بر آمد . آنگاه سعد بن قيس را از پيش بفرستاد با پنج هزار مرد . پس چون مردمان از حسن سستى ديدند ، دلشان از وى بگرديد ، و سوى معاويه همى شدند . حسن به مداين آمد و به كوشك مداين فرود آمد . و عبد الله بن عبّاس اندر حسن نگاه كرد ، دانست كه از وى هيچ بر نيايد . نامه كرد به معاويه و گفت : اگر از من شمار بصره خواهى ( ؟ ) تا من بر تو آيم و بيعت كنم . معاويه شاد [ شد ] و اجابت كرد . . . » ص 679 س 7 : اساس : آنجا مسكر خوانند . س 8 : اساس : مختار بن عبيدة الثقفى ، همه جا . س 23 : اساس و فا : عبد الله بن حبلى / ص و صب : عبد الله بن عبّاس / فب : عبد الله بن عمرو . ص 680 س 9 : فا : بآخرش بكشتيد / ص : به آخر كشته شد .