ص 298 ، س 8 - 7 :
شش تن از مهتران بنى الحارث بن كعب كه خالد بن وليد به نزد رسول خدا آورد اينان بودند ( سيرة النبى ، ج 4 ، ص 264 ) :
قيس بن الحصين ذى الغصة ، يزيد بن عبد المدان ، يزيد بن المحجّل ، عبد الله بن قراد الزّيادى ، و شدّاد بن عبد الله القنانى ، و عمرو بن عبد الله الضبابى .
در متن تاريخ طبرى ( ج 4 ، صص 26 - 1725 ) ، نام « عبد الله بن قراد » ، « عبد الله بن قريظ » آمده است كه در نسخه بدل ، عبد الله قراد است .
ابن اثير نام دو تن را مىبرد ( الكامل ، ج 2 ، ص 293 ) : « قيس بن الحصين . . . و يزيد بن عبد المدان و غيرهما » .
ص 299 ، س 6 - 5 :
در نسخه هاى ما ، و به اعتبار آن در متن ما ، اشتباهى روى داده است . متن ما مىگويد :
جارود بن عمرو بن حنش بن المعلَّى كه بر دين ترسايى بود اسلام آورد ، و از يس پيامبر ص مرتد شد . و اين نادرست است . جارود خود بر اسلام استوار بود چندان كه بر قوم خود كه مرتد شدند برخاست و شهادت داد . ( تاريخ طبرى ، ج 4 ، صص 37 - 1736 ) گفتار سيرت رسول الله ( ج 2 ، صص 26 - 1025 ) گوياى استوارى باور جارود است :
« جارود رئيس و پيشواى قبيلهء عبد القيس بود و دين ترسايى داشت . پس با جماعتى از قوم خود برخاست و به خدمت پيغمبر عليه السّلام آمد . . .
آنگاه جارود . . . مسلمان شد و جماعتى كه با وى بودند بر پاى خاستند و مسلمان شدند .
بعد از آن برخاستند و باز بر قوم خود رفتند ، عبد القيس ، و ايشان را به دين اسلام دعوت كردند و جمله به اسلام در آمدند .
و جارود در مسلمانى عظيم صلب بود و پارسا ، چنان كه بعد از وفات پيغمبر عليه السّلام ، قوم وى مرتد شدند و وى با ايشان جنگ همى كرد . . . » .
الكامل هم ( ج 2 ، ص 298 ) به اختصار همين را مىگويد كه جارود اسلام آورد و قوم خود را از ارتداد بازداشت .
در نام و نام پدر جارود اختلاف است كه وجوه گوناگون آن در اسد الغابه ( ج 1 ، صص 61 - 260 ) آمده است . در الكامل همانند اسد الغابه جارود بن المعلَّى آمده .
ص 299 ، س 6 :
وفد بنى حنيفه قريب ده تن بودند كه در طبقات الكبير ( ج 1 ، ق 2 ، صص 56 - 55 ) وصف آنان مىرود ، و از آنها است : رحّال بن عنفوة كه از ابىّ بن كعب قرآن آموخت ، وى نخستين
تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي ) — صفحة 1506
مساهمون: محمد بن جرير الطبري
ص١٥٠٦