Skip to main content

تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي ) — Page 909

Contributors:

P.909
او نگاشتمى تا از چنين چيزها او را نگاه دارد . عبد العزيز گفت : خاموش باش ، خنك آنكه اگر اين آن است كه او را اشج گويند . و يك روز عويف القوافى با عمر بن عبد العزيز به جنازه اى حاضر بود ، عمر را گفت آن عويف : أجبنى ابا حفص لقيت محمّدا * على حوضه مستبشرا من وراكا و چون عمر بن عبد العزيز بمرد ، يزيد به خليفتى بنشست و كنيتش ابو خالد بود .
تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي ) — Page 909 | محمد بن جرير الطبري / محمد روشن / بلعمي