ص 362 س 7 : صب : استخوان پشت عوج به مصر آورد و بر رود نيل بر پلى كردند و پهناى رود نيل يك ميل است و ده سال پشت عوج پول بزد ( ص : پول بود پشت عوج ) و مردمان بر او همى گذشتند . . . فب :
ندارد اين بخشها را .
ص 363 س 13 : ص و صب : به راه مصر اندر است و مرغكى هست خرد هم چند كبكى و سرخ باشد و گوشت وى همچون گوشت كبك باشد و اندران بيابان نتواند بودن كه آنجا آب نيست .
س 25 : ص و صب : و بنى اسرائيل دوازده سبط بودند آن سبط با اين سبط نياميختندى و نه اين با آن . . .
فب : ندارد اين را .
ص 364 س 3 : ص و صب : هر سبطى را ( عينا ) جدا از آن چشمه ها آب خوردندى تا يكى را با يك ديگر جنگ نيفتادى .
س 21 : ص و صب : ايشان گفتند ما را در اين بيابان خانه نيست و ما را آفتاب همى سوزد . . . فب :
ندارد اين بخش را .
ص 365 س 3 : ص و صب : و اندر اخبار تفسير ايدون است بيرون از اين كتاب كه زنان و كودكان . . .
س 19 : ص و صب : آيه را دو نسخهء ما تا * ( « هُوَ خَيْرٌ » 2 : 61 ) * آورده است و پس از آن مىآيد : گفتا همى بدل خواهيد از طعامى كه بهتر است كه به طعامى لذيذتر است * ( اهْبِطُوا مِصْراً 2 : 61 ) * . اين سخن نفرين است كه اگر چنين خواهيد باز مصر بايد شدن آنجا شويد يعنى كه خود نتوانيد شدن . . . فب : ندارد اين قسمت را هم .
ص 366 س 4 : ص و صب : و يوشع از سبط يوسف بن يعقوب بود و آن روز كه يوشع مر بنى اسرائيل را از تيه بيرون آورد ايدون گفتند اندر اخبار تفسير كه آن مردمان كه اندر تيه شده بودند جز يوشع و كالب هيچ كس بيرون نيامدند همه مرده بودند و فرزندان ايشان بيرون آمدند همه ده ساله و بيست ساله و سى ساله و كمتر و بيشتر و بزرگترين ايشان چهل ساله بودند . اين بود قصّهء تيه و الله اعلم بالصواب فب : ندارد اين را .
تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي ) — صفحة 926
مساهمون: محمد بن جرير الطبري
ص٩٢٦