ندارد ) و تا امروز مردمان آن همى خوانند و بزرگى او همى دانند .
ص 263 س 17 : فا و ص : او را به لقب ذو المنار ( فا : گفتندى ) خواندندى زيرا كه سپاه به زمين مغرب برده بود و ترسيد كه چون باز آيد آن سپاهش را گم كند [ a 47 ] بدان تاريكيها اندر به هر اندر بانگى زمين منارى بكرد تا چون باز آمدند بيرون توانستند آمدن . صب : او را به لقب ذو المناد خواندند زيرا كه سپاه به زمين مغرب برده بود و ترسيد كه چون باز آيد آن سپاهش گم كند بدان تاريكيها اندر به هر بانگى زمين منادى ( ؟ ) بكرد تا چون باز آمدند بيرون توانستند آمد . فب : ندارد اين را و ظاهرا افتاده است .
ص 264 عنوان : فا : حديث فرعون الوليد بن مصعب .
عنوان : ص و صب : خبر مولد موسى بن عمران ع .
س 12 : ص و صب : پس يوسف عليه السلام به مصر بمرد و او را به ميان نيل اندر نهادند و يوسف وصيّت كرد . . .
ص 265 س 8 : ص و صب : اين ملك قابوس بن مصعب ( صب : « بن مصعب » ندارد ) ايشان را خوار كرد و مردمان مصر را بفرمود كه ايشان را خوار داريد و بيگار فرماييد .
س 10 : ص و صب : ايشان را زده داريد و خوار كرده ( صب « و خوار كرده » ندارد ) . فب : ندارد اينها را هم .
ص 266 س 6 : ص و صب : از همه فرعونان او بتر بود بريشان ، ايشان را اصناف كرد و بفرمود كه يك گروه را به ضيعتها و به ديهها بيرون فرستيد تا كشت كنند و سرگين كشند و گروهى به شهر اندر بنا نهند و كارهاى بيگار كنند .
س 22 : ص و صب : پس ده سال اندرين سختى بودند و همى چاكرى كردند زنان و مردان مر قبطيان را و سختى همى بردند و دين خويش و مسلمانى دست باز نداشتند . فب : ندارد اين بخش را و ظاهرا افتاده است .
ص 267 س 15 : ص : پس چون بسيار شد و اسراف شد كار فرعون اندر كشتن بدين سالها اندر بنى اسرائيل بسيار بمردند . صب : . . . و اسراف شد اندر كشتن بدين سالها مردمان مصر پيش فرعون شدند و گفتند
تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي ) — صفحة 906
مساهمون: محمد بن جرير الطبري
ص٩٠٦