ص 165 س 15 : ص : چون ديد آن سنگ به سر زن وى آمد و هلاك شد بشتافت . . صب : آيه را ندارد ، ولى عبارت همانند نسخهء ص است . فا و فب : ندارد اين بخش و احتمالا افتاده است .
ص 166 عنوان : ص : قصهء قربان كردن ابراهيم عليه السّلم پسر خويش را ، صب : قصّهء قربان كردن ابراهيم اسماعيل را عليهما السّلام .
س 10 : ص و صب : ايشان را از آسمان فرمان آمدى ( ص : و به خواب آمدى ) و اين آن گروهاند كه ايشان را انبيا خواندند و مرسل نخوانند . فا و فب : افتادگى دارد ظاهرا .
ص 167 س 21 : ص و صب : و روايت كنند كه پيغامبر عليه السلم ( ص : صلى الله عليه و سلَّم ) آن اشتران همه به حديبيه به حرم ( صب : « حرم » ندارد ) اندر قربان كرد و بازگشتند . . . فا و فب : ندارد اين بخشها را .
ص 168 س 10 : ص : پيغامبر عليه السلام ايدون گفت * ( الرؤيا بالصّالح يراه العبد الصالح . . . ) * صب : * ( . . . الرؤيا بصالح يراه . . . ) * س 19 : ص و صب : و بداول اسلام چنان بود . فا و فب : اين بخشها را ندارد و باحتمال افتاده است .
ص 169 س 23 : صب : من پسر دو قربانم و پدر مرا از بهر خداى ذبح خواستند كردن يكى اسماعيل را و ديگر عبد الله بن عبد المطَّلب .
ص 170 س 8 : ص و صب : و به خبرى ديگر اندر ايدون است بيرون از كتاب محمد بن جرير كه عبد المطَّلب . . . فا و فب : افتادگى دارد ظاهرا اين بخشها .
ص 171 س 11 : ص و صب : پس لفظ قرآن و حكم اين آيت نبى دليل كند ( ص : دليل است ) كه ذبيح آن پسر بود كه بشارت به دو بود و آن اسحق بود و اما اين آيت كه دليل است كه ذبيح اسماعيل بود آن است كه خداى عزّ و جلّ قصهء ذبح بگفت ( صب : « قصّه ذبح بگفت » ندارد ) * ( فَلَمَّا أَسْلَما . . . 37 : 103 ) * فا و فب : ندارد اين دو نسخه و ظاهرا افتاده است .
تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي ) — صفحة 890
مساهمون: محمد بن جرير الطبري
ص٨٩٠