تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي ) — صفحة 658

مساهمون:

ص٦٥٨

پادشاهى فيروز بن يزدجرد بن بهرام گور

بيست و شش سال و پنج ماه بوده است . پس چون فيروز بن يزدجرد به ملك بنشست ، و ملك بر وى راست بيستاد و سيرت نيكوكار بست و داد كرد بيست و هفت سال . و گروهى گويند بيست و شش سال ملك داشت . و نام وى به پارسى پيروز گويند . چون از ملك وى هفت سال بگذشت ، باران از آسمان باز ايستاد به زمين عجم ، و آن سال اندر همه پادشاهى وى قحط خاست و طعام تنگ شد . و پيروز به هر شهرى كس فرستاد تا طعام از دست توانگران بيرون كردند و به درويشان دادند . و مهتران هر شهرى را نامه كرد كه طعام به درويشان دهيد و طعام از شهر به شهر مبريد ، و اگر در آن شهر اندر كسى بميرد از گرسنگى ، به بدل آن توانگرى را بكشم . مردمان طعام بر درويشان فراخ بداشتند . و او آن سياست و نيكويى كار بست و دو سال همچنان قحط برداشت ، هيچ باران نيامد و از زمين هيچ نبات نيامد . سال سديگر فيروز وظيفت خويش از همه مملكت برداشت و از مردمان هيچ چيز نستد ، و هر چه او را خواسته بود بيرون آورد و به درويشان بخشيد ، و به كارداران خويش نامه كرد تا همچنان كردند ، و خراج و مؤنتها برگرفت ، و توانگران را بفرمود تا با درويشان مواسا كنند . و بدان هفت سال قحط هيچكس اندر پادشاهى وى از گرسنگى نمرد جز يكى مرد ، و او بفرمود تا صد هزار درم جبايت كردند و به
تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي ) — صفحة 658 | محمد بن جرير الطبري / محمد روشن / بلعمي