و يادشان در كتابهاى ادب و تاريخ بفراوانى آمده است ، و البته اين گذشته از والايى پايگاه افراد آن خاندان در ادب و دانش و حكومت ، اهتمام آنان در نگهداشت و پرسش و نوازش شاعران و نويسندگان و مورّخان بوده است .
اشارهء رودكى به نام بلعمى در همين شمار معدود از شعرهاى او كه باز مانده است اندك نيست . در قصيدهاى به مدح ابو جعفر بن بانويه مىگويد :
يك صف ميران و بلعمى بنشسته
يك صف حرّان و پير صالح دهقان
و نيز در جايى ديگر گفته :
چه فضل مير ابو الفضل بر همه ملكان
چه فضل گوهر و ياقوت بر نبهره پشيز
ناصر خسرو در قصيدهاى به مطلع :
اى آدمى به صورت و بىهيچ مردمى
چونى به فعل ديو چو فرزند آدمى ؟
مىگويد :
نامى نكو گزين كه بدان چون بخوانمت
در جانت شادى آيد و در دلت خرّمى
بو الفضل بلعمى بتوانى شدن به فضل
گر نيستى به نسبت بو الفضل بلعمى
و نيز اشارهء كسائى به اين خاندان نشانهء اشتهار آنان بوده است :
به وقت دولت سامانيان و بلعميان
چنين نبود جهان ، با نهاد و سامان بود
همچنين سوزنى سمرقندى پس از گذشت سالها با اشاره به رابطهء رودكى و بلعمى ياد آنان را زنده داشته است :
رودكى را اندر آن چامه كه وصف باده كرد
داد دينارى هزار از زر آتشگون و فام
قيمت عيار را هم فام كرد از ديگرى
بلعمى عياَّروار از رودكى بفكند فام
و نيز هم او مىگويد :
هم قهستانى و عتبى را به هم با بلعمى
زو شود ناديده ديدن چون ورا ديدى تمام
و نيز :