همچنين است . و بفرمود تا او را چند سورت قرآن بياموزند و اركان مسلمانى و هديهء بسيار داد .
و دعبل چنين گويد كه قوم عاد را هلاك رسيد بر زمين يمن جز آن كسها كه به هود گرويده بودند و به حضرموت بودند . يعرب بن قحطان بن عامر بن صالح بن ارفحشد بن سام بن نوح ، برادران خويش را گرد كرد ، و همه از يك مادر بودند و مادرشان از قوم عاد بود . و بدان روزگارها همه تازى زبان بودند ، و پسر مهترشان يعرب بود پس جرهم و نعمان و مسلمن و عاصم و قطامى و عاصبه و حميرا و ضع و حصى گفتند قوم عاد را هلاك آمد و به جايگاه ايشان از ما سزاوارتر از تو نيست .
همه برادران و كسهاى ايشان رفتند و جايگاههاى عاد به دست فراز گرفتند ، و پيش همه يعرب بن قحطان بود كه آنجا رسيد .
و از پس اين قصهء شديد برادر شدّاد گوييم و صفت آن بهشت كه او كرده بود .
تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي ) — صفحة 119
مساهمون: محمد بن جرير الطبري
ص١١٩