فرمود : مردم عادت داشتند كه قلاده اى به گردن گوسپند و گاو قربانى مىآويختند ، و بتازگى آويختن قلاده را ترك كردند ، و نخى يا ريسمانى را بجاى آن قرار دادند .
شرح : « اشعار مخصوص شترهاى قربانى است : و آن بر اين گونه است كه در سمت راست مرتفعترين نقطهء پشت شتر شكافى ايجاد كنند ، و آن را خون آلود سازند . و تقليد ميان انعام سه گانه : شتر و گاو و گوسپند مشترك است . و آن بر اين گونه است كه لنگه كفشى را كه در آن نماز خوانده باشند ، يا نخى يا ريسمانى را به گردن حيوان بياويزند ، و به اين وسيله حيوان را نشانه دار كنند » .
2572 - و معاوية بن عمّار از امام صادق عليه السّلام در بارهء مردى كه قربانى را سوق دهد ، ولى به اشعار و تقليد آن اقدام نكند ، سؤال كرد . امام در جواب فرمود :
همان لبيك گفتن براى محرم شدن او كافى است ، و او را از اشعار و تقليد بىنياز ميسازد . و چه بسيار است قربانيهائى كه مورد تقليد و اشعار قرار نميگيرد ، و با پوشش مخصوص خود پوشيده نميشود .
2573 - و حسن بن محبوب ، از جميل بن صالح ، از فضيل بن يسار روايت كرده است كه گفت : به امام صادق عليه السّلام گفتم : مردى از ميقات محرم شده ، و در پى كار خود رفته است ، و پس از گذشت يك روز يا دو روز ، شترى خريده ، و آن را اشعار و تقليد كرده ، و بسوى قربانگاه رانده است . پس حكم او چيست ؟ و امام فرمود : اگر آن شتر را پيش از آنكه بحرم داخل شود خريده است ، باكى نيست . گفتم : او آن شتر را
من لا يحضره الفقيه ( فارسي ) — صفحة 207
مساهمون: الشيخ الصدوق
ص٢٠٧