تخطي إلى المحتوى الرئيسي

من لا يحضره الفقيه ( فارسي ) — صفحة 350

مساهمون:

ص٣٥٠
شب به اين كار مبادرت كنى مسكينان و سائلان و قانع و معترّ به نزد تو حاضر نمىشوند « 1 » » . 1665 - و از مصادف [ مولى أبى عبد الله عليه السّلام ] روايت شده است كه در زمينى متعلَّق به امام صادق عليه السّلام از فيض صحبت آن امام برخوردار بودم ، و اين در حالى بود كه خوشه هاى خرماى آن را مىبريدند ، پس در اين ميان سائلى به مسألت فراز آمد ، پس من در جواب او گفتم : « خدا بدهد ! » در اين هنگام امام عليه السّلام فرمود : خاموش باش ! اين محصول از آن شما نيست مگر آنكه به سه كس از آن عطا كنيد . و پس از آن تحت اختيار شما خواهد بود ، تا اگر بخواهيد ببخشيد يا امساك كنيد .

( باب حقّ معلوم و ماعون )

1666 - سماعه از امام صادق عليه السّلام روايت كرده است كه فرمود : حق معلوم از زكات نيست . بلكه آن ، چيزى است كه اگر بخواهى هر جمعه و اگر بخواهى هر ماه از مال خودت خارج ميسازى ، و فضيلت هر صاحب فضيلتى متعلَّق به خود او است ، و قول خداى عزّ و جلّ : « و ان تحفوها و تؤتوها الفقراء فهو خير لكم »
هامش
« 1 » در كافى ضمن خبرى در اين باب آمده است كه راوى در بارهء معنى قانع و معتر از امام سؤال مىكند ، و امام عليه السّلام در جواب ميفرمايد : قانع كسى است كه بهر چه به او عطا كنى قناعت مىكند ، و معتر كسى است كه پيرامون تو ميگردد و از تو سؤال مىكند .