بارى از آنچه تابحال گفتيم ، فايده منطق و جهت نياز به آن روشن شد و از اينروى فقيهان محقق ما تحصيل آن را به عنوان مقدمه ورود در فقه ، لازم مىدانستهاند ، چنان كه شهيد ثانى در " روضه " و صاحب مدارك در ص 1 كتابش و صاحب معالم در ص 24 معالم و علامه در ص 259 تذكره و ديگران بدان تصريح كردهاند .
غزالى نيز كه قائل به حرمت فلسفه است ، به لزوم آموختن منطق معتقد است و به همين جهت مخالفين بر او خرده گرفتهاند .
وى در مقدمه كتاب " المستصفى " گويد : منطق مقدمه تمامى علوم است و هركس بدان احاطه نداشته باشد ، به دانستههاى خود مطمئن نخواهد بود .
و افلاطون در كتاب " جمهوريت ص 203 " گفته است : منطق تاج سر همه دانشهاست . و مىگويد : منطق به تنهايى راه شناخت است .
و ارسطو بر سر در مدرسهاش نوشته بود : هركس منطق نمىداند ، وارد نشود . « 1 »
هامش
و ليكن با توجه به آنچه گفتيم ، بىاعتبارى اين دفاع روشن مىشود .
در منطق ارسطوئى قديم فقط كليات مورد نظر نيست .
" كانت " روشى ميانه انتخاب كرده و از خود بحث جزئيات را نيز به منطق ارسطو افزوده ، ولى شما ملاحظه كرديد كه منطق كلاسيك قديم خود به كلى و جزئى هر دو نظر دارد .
از آنچه گفتيم روشن مىشود كه . اين گفته نويسنده " مقدمهاى بر فلسفه " چندان دقيق نيست كه مىگويد : در دوره جديد ، افتخار نصيب " ژان استوارت ميل " انگليسى است كه او مجدد منطق است .
( 1 ) - ص 41 فلسفههاى بزرگ تاليف " پيردوكاسر "