نسبت ما بين قضايا
1 - تعاكس
2 - تناقض
قبلا دانستيم كه هر دو كلى را كه با يكديگر بسنجند ما بين آنها يكى از نسبتهاى چهارگانه - كه شرح آنها گذشت - برقرار است .
قضايا نيز بهمينگونهاند - يعنى هر دو قضيهاى را كه با يكديگر مقايسه كنند ما بين آنها نسبت معينى موجود است .
بعضى از آنها بطور مطلق اعم از بعضى ديگرند مانند دائمه مطلقه نسبت به ضروريه مطلقه .
پارهاى از قضايا نيز نسبت به پارهاى ديگر اعم من وجهند مانند دائمه مطلقه نسبت به مشروطه عامه .
بعضى از آنها نيز با بعضى ديگر مباين هستند مانند ضروريه مطلقه نسبت به ممكنه خاصه « 1 »
البته در ميان قضايا با قطع نظر از خصوصيات ماده آنها ، دو قضيه را نمىتوان يافت كه با يكديگر مساوى باشند . چه اينكه اندازه و تعداد قضايا از ناحيه نيازى كه در علوم و محاورات نسبت به آنها احساس مىشود ، معلوم و معين مىگردد و اگر دو قضيه در صدق يكسان باشند - بناچار يكى از آنها بىفايده خواهد بود « 2 »
هامش
( 1 ) - شرح مفصل اين مبحث را در كتاب مقصود الطالب ص 209 بجوئيد .
( 2 ) - براى عدم امكان تساوى در ميان قضايا ، وجه دقيقترى مىتوان ذكر نمود و اجمال آن اينكه در مفاهيم مفرده ، تساوى از آن جهت راه دارد كه بين دو مفهوم ، ارتباط كامل مىتواند موجود باشد بگونهاى كه مثلا يكى از آنها علت وجودى ديگرى باشد مانند دو مفهوم " تعجب كننده " و " خندان با اينكه يكى از آن دو مشتمل بر مفهوم ديگرى باشد مانند " انسان " و " ناطق " اما هيچكدام از اينها در قضايا راه ندارد ، نسبت در يك قضيه علت نسبت ديگر نمىشود و مشتمل بر نسبت ديگر هم نميباشد . " دقت كنيد " .