18 - عدم تضرّر كاتب و شاهد :
« وَ لا يُضَارَّ كاتِبٌ وَ لا شَهِيدٌ »
، كاتب و شاهد مورد تضرّر واقع نگردند ، در مورد كلمهء « يضّار » ، دو نوع قرائت وجود دارد .
يكى از آنها « لا يضّارّ » با اظهار راء و كسر آن و بنا بر فاعل اين قرائت را ابو عمر انجام داده است . پس بنا به اين قرائت ، معنى چنين مىشود : « جايز نيست وقوع ضرر رسانى از ناحيهء كاتب به اينكه از كتابت امتناع ورزد يا در موقع لازم ، انجام ندهد يا با زيادت و نقصان تحريف ايجاد نمايد و همچنين فرد شاهد هم وقتى مورد دعوت قرار گرفت ، از آن امتناع نورزد يا از اقامهء شهادت إمتناع نداشته باشد و چيزى از معلومات خود را پنهان نسازد ، يا كم و زياد ننمايد ، به حدّى كه ضررى به مشهود عليه برساند » .
قرائت دوّم آن است كه جمعى ديگر انجام دادهاند و آن « لا يضّارّ » با ادغام رائين و فتح راء و مبنى بر مفعول است پس بنابراين معنى آن چنين مىشود : « به كاتب و شاهد ضرر رسانده نشود ، به اينكه مكلّف به پيمودن راه طولانى گردند ، بىآنكه هزينه رفت و آمد آنان را بپردازند يا اجرت كاتب را نپردازند « يا در صورت پرداخت ، حدّاقل آن را بپردازند يا جز اين عامل از عوامل ضرر رسانى ديگر » .
19 - فسوق و گناه :
اگر به هر دو صورتى كه گذشت اين ضرر را انجام دهند ، پس اين عمل ، فسوق و گناه و خروج فاحش ، از اوامر خداوند متعال مىباشد .
20 - رعايت تقوى :
تقوى را رعايت كنيد و بر آن اعتماد و تكيه ورزد ، در تمام امورى كه خداوند شما را به آنها امر كرده است ، خواه امور دنيوى باشد يا اخروى .
21 - تعليم احكام :
خداوند متعال شما را اين گونه تعليم مىدهد و تمام اين احكام از تعليمات الهيّه است كه در آنها مصالح شما نهفته است . در هيچ كدام از اين احكام و تعليمات شكّ و ترديد نداشته باشيد ، چون خداوند به تمام امور جزئى و كلّى عالم و آگاه است و در اين كلمه
« يَحْكُمَ اللَّهُ »
دلالتى هست بر اينكه : احكام فقهى عموما از تعليمات الهى است نه از روى حدس ، قياس و استحسان .