ملحق به « فاسق » مىشود و به او مىپيوندد و وجه دلالت آيه اين است كه خداى متعال هنگام خبر آوردن فاسق فحص و تحقيق را لازم و واجب كرده است ، لازمهء آن اين است كه به هنگام خبر آوردن عادل ، تثبّت و تحقيق لازم و واجب نباشد ، امّا اوّلى :
وجوب تحقيق نسبت به خبر فاسق ، به خاطر إجماع و اتّفاق است و دوّمى : لازم نبودن تحقيق در خبر عادل است ، زيرا در صورت نبود و فقدان شرط ، مشروط هم مفقود خواهد بود . در آن موقع قضيّه از يكى از دو حال خارج نيست ، يا خبر فاسق را چشم بسته و بدون تحقيق ، مىپذيريم يا نمىپذيريم . اگر شقّ اوّل شد ، لازمهاش اين است كه : رتبه و مقام فاسق ، اعظم و والاتر و مهمتر از رتبهء « عادل » باشد و اين نادرست و خلاف حقيقت است و اگر شقّ دوّم باشد درست و حقّ خواهد بود و مطلوب هم همين است .
3 - گناهان كبيره كدامند ؟
تفسير و بيان گناهان كبيره و بزرگى كه مورد بحث است و در اين آيه است :
« إِنْ تَجْتَنِبُوا كَبائِرَ ما تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُكَفِّرْ عَنْكُمْ سَيِّئاتِكُمْ » ؛
« اگر گناهان بزرگى كه از آن نهى شدهايد ، پرهيز كنيد ، گناهان كوچك شما را مىپوشانيم » گفته شده است : « كبيره » هر گناهى است كه صاحب شرع بر آن حدّى معيّن كرده و يا گناهى كه صراحتا و يا بهطور وضوح و آشكار مورد تهديد و وعيد آتش واقع شده است قول ديگر اين است كه « كبيره » آن گناهى است كه علم و آگاهى به حرمتش ، دليل قطعى داشته باشد .
از نبىّ مكرّم اسلام ( ص ) روايت شده است كه گناهان كبيره هفت تا است به شرح ذيل :
1 - إشراك و شريك قرار دادن براى خدا ، و اعتقاد پيدا كردن به تعدّد خدايان .
2 - قتل و كشتن و از بين بردن نفس محترمه ، بدون عامل گناه و تقصير .
3 - قذف و إفترا زدن به زن پاكدامن و نجيب و شوهردار .
4 - أكل مال يتيم بدون انجام كار مفيد و مثبت در حق آنان .
5 - ربا و نزول خورى .
6 - فرار از جنگ .
7 - عاق و نافرمانى و بدخواهى والدين « 1 » .
از ابن عبّاس نقل شده است كه گناهان كبيره به هفتصد 700 مورد گناه بالغ مىگردد كه اين هفت مورد از همهء آنها به كبيره بودن نزديكتر است . و برخى از اصحاب ما
هامش
( 1 ) . اصول كافى ، ج 2 ، ص 281 ، رقم 14 .