[ 196 ] آيهء هفتم :
« خُذِ الْعَفْوَ وَ أْمُرْ بِالْعُرْفِ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْجاهِلِينَ » ؛
« 1 »
« روش عفو و گذشت را پيش گير و خودت را به نيكى و راستى امر نما و از جاهلان اعراض كن » .
اين آيه به دو چيز در باب معاملات دلالت دارد :
1 - كراهت سود گرفتن از مؤمن ، مگر در صورت ضرورت ، چون ترك ربح و سود گرفتن از روشهاى احسان و نيكوكارى است .
2 - مكروه بودن معامله و داد و ستد با افراد نادان و پست و اراذل كه مبالاتى در مورد آنچه در حقّ آنان گفته مىشود يا چيزهايى كه خود آنان مىگويند ، ندارند ، چون امر به اعراض از آنان ، مستلزم ترك معامله و داد و ستد با آنان با تمام انواع معاملات مىباشد ولى در هر دو مورد نظر و ايرادى است و آن ايراد اين است كه عام در حدّ خود ، دلالت بر خاصّ ندارد ، بلكه اين دليل خارجى است كه مىتواند قرينه بوده باشد .
ديگر اينكه مقصود از « اعراض از جاهلان » به معنى « تجاوز و عفو از سيّئات آنان » مىباشد ، نه داد و ستد . از اين رو گفته شده است : وقتى اين آيه نازل شد ، پيامبر خدا ( صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) از جبرئيل از مقصود آيه پرسش كردند . جبرئيل گفت : نمىدانم .
از آفريدگار خود سؤال مىنمايم . سپس برگشت و گفت : اى رسول خدا : آفريدگار تو امر نموده است : « كه صلهء رحم نما و عطا كن به كسى كه تو را محروم ساخته است و عفو نما از كسى كه به تو ظلم و ستم روا داشته است » .
امام صادق ( عليه السّلام ) فرمودند : « خداوند متعال در اين آيه ، پيامبر خود را مأمور ساخته است كه مكارم اخلاق و صفات حسنه را رعايت نمايد » . « 2 »
* * *
[ 197 ] آيهء هشتم :
« إِنَّ هذا أَخِي لَهُ تِسْعٌ وَ تِسْعُونَ نَعْجَةً وَ لِيَ نَعْجَةٌ واحِدَةٌ فَقالَ أَكْفِلْنِيها » ؛
« 3 »
« اين برادر من ، نود و نه رأس ميش دارد و من تنها يك ميش دارم ، و اين يك ميش را هم گفته است به من واگذار ! » .
اين آيه دلالت بر كراهت « 4 » دخول در معاملهء مؤمن را دارد ، چون اكثر مفسّرين گفتهاند كه داود ( عليه السّلام ) روى خواستگارى او خواستگارى انجام داد و مورد عتاب
هامش
( 1 ) . سورهء اعراف ، آيهء ، 199
( 2 ) . غوالى اللئالى ، ج 2 ، ص 137 ، شمارهء 3780 .
( 3 ) . سورهء ص ، آيهء ، 23
( 4 ) . سورهء ص ، آيهء 23