شنودها و انواع احترامات ، همگى جزو پيروى نكردن از هواى نفس مىباشد ، امّا تمايل و توجّه قلبى و باطنى به يكى از متخاصمين ، با حفظ بىطرفى در عمل و ظاهر حال و حكم به حق كردن ، كارى مكروه و ناپسند مىباشد .
* * *
[ 429 ] آيهء دوّم :
« وَ أَنِ احْكُمْ بَيْنَهُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ وَ لا تَتَّبِعْ أَهْواءَهُمْ » ؛
« در ميان آنان ( اهل كتاب ) طبق آنچه خداوند وحى و نازل كرده است ، حكم كن و از هوسهاى آنان پيروى مكن » . دلالت اين آيهء دقيقا بر همان چيزى است كه آيهء نخست دلالت داشت .
* * *
[ 430 ] آيهء سوّم :
« فَلا وَ رَبِّكَ لا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيما شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَيْتَ وَ يُسَلِّمُوا تَسْلِيماً » ؛
« به پروردگارت سوگند ! كه آنها هرگز مؤمن نخواهند بود ، مگر اينكه در جهت حلّ اختلافات خود ، تو را به حكميّت و داورى بطلبند و سپس از داورى تو . در دل خود احساس ناراحتى و نارضايى نكنند و كاملا تسليم قضاوت تو گردند » .
دلالت و پيام آيه اينست ، همانگونه كه قضاوت و داورى واجب است حكم به حق كننده ، بر محكوم عليه نيز مورد قبول و اقرار به آن واجب است . در صدر آيه اشاره به اين نكته دارد كه : اگر پيامبر ، خدا را به عنوان حكم و داور در بين خود برنگزينند ، و در ظاهر و باطن و بهطور كامل تسليم او نباشند ، اصلا ايمان نياورده و مؤمن نيستند ،
« فِيما شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً »
: « شجر » به معناى إختلف » به معناى اختلاف و گفتگو مىباشد ، گفته مىشود : « تشاجر القوم » ؛ يعنى : با يكديگر مشاجره و منازعه كردند ، « حرجا » به معناى ضيق و تنگى و گرفتگى خاطر است ، نظر ديگر اين است كه « حرجا » به معناى شكّ است ، چون كسانى كه نسبت به اصل نبوّت پيامبر ( ص ) شكّ و ترديد داشتند ، و فاقد يقين و باور قلبى بودند ، آنان پذيرا و تسليم حكم و داورى پيامبر خدا نمىشدند و تحت هر بهانه و عنوانى ، اعتراض و مخالفت خود را ناخودآگاه ، ابزار و اظهار مىكردند .
* * *
[ 431 - 433 ] آيات سهگانه :
« وَ مَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولئِكَ هُمُ الْكافِرُونَ
،
وَ مَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ
،
وَ مَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولئِكَ هُمُ الْفاسِقُونَ » ؛